احمد بن محمّد بن عيسى روايت كند كه : در طلب حديث به كوفه رفتم .
در آنجا « حسن بن على وشا » را ديدم ، از او خواستم تا كتاب « علاء بن رزين قلا » و « ابان بن عثمان احمر » را به من نشان بدهد . وى آندو كتاب را براى من بيرون آورد . به او گفتم : دوست مىدارم كه اجازهء روايت ايندو كتاب را به من بدهى ، او به من پاسخ داد : فلانى خداوند رحمتت كند . چه عجلهاى دارى ، برو و از روى اين كتابها بنويس آنگاه بيا و استماع حديث كن [ تا بهموقع به تو اجازهء روايت حديث بدهم ] .
در پاسخ او گفتم از حوادث روزگار در امان نيستم ، وى به من گفت : اگر مىدانستم كه اين حديث ( حديث اهلبيت عليهم السّلام ) اينقدر طالب دارد ، نسخههائى از آن تكثير مىكردم ، من زمانى اين مسجد - يعنى مسجد كوفه - را ديدم كه نهصد شيخ در آن بودند و هركدام مىگفتند : جعفر بن محمّد مرا حديث كرد .
وى يكى از بزرگان طايفهء اماميه بوده ، كتابهاى بسيارى دارد كه از جملهء آنها مىتوان به : « ثواب الحج » ، « المناسك » و « النوادر » اشاره نمود « 1 » .
10 . داوود بن قاسم جعفرى
كنيهاش ابو هاشم و از اهل بغداد بود ، وى بسيار جليل القدر و در نزد ائمّه از منزلت والايى برخوردار بود . وى حضرت امام رضا ، حضرت امام جواد ، حضرت امام هادى ، حضرت امام حسن عسكرى و حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام را ديده و از همهء آنها روايت كرده است ، وى اخبار و مسائلى دارد ، و همچنين
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث 6 / 38 .