اسلحه و لوازم آمادگى براى قيام را جمعآورى نموده و مدّعى خلافت است گوش فرا داده و در آنوقت سپاهيان ترك تبار خود را به سمت آن حضرت گسيل داشت . آنان شبانه به خانهء آن حضرت حمله كردند . متوكّل از اين جهت سپاهيان ترك تبار را براى اين مأموريت انتخاب كرده بود كه به سپاهيان عرب تبار مسلمان اعتماد نداشت . چراكه مىدانست آنان كسى را كه براى خلافت شايستهتر است مىشناسند . امّا ترك تباران تازه مسلمانانى بودند كه به مسائل پيچيدهء عالم اسلام آشنايى نداشتند . آنان ياروياور چشم و گوشبستهء خلفاى عبّاسى بودند . هم آنان كه به ازدواج با دختران ترك تبار عادت كرده بودند .
نظاميان ترك تبار شبانگاه به خانهء امام هادى عليه السّلام رسيدند . آنان آن حضرت را اينگونه يافتند كه بر فرش خاك نشسته و ردائى از پشم به خود پيچيده و مشغول خواندن قرآن است . آنان همهء زوايا و گوشههاى خانهء آن حضرت را تفتيش نموده سپس آن حضرت را دستگير كرده به نزد خليفه برده و جريان را به او گفتند . آنان براى خليفه تعريف كردند كه آن حضرت را در چه مقامى از زهد يافتند و اينكه در خانهء او هيچچيز از سلاح و سازوبرگ جنگ پيدا نكردهاند « 1 » .
17 . سيّد عبد الوهاب بدرى گويد : امام هادى عليه السّلام در شهر سامرا در مجالس مردم مىگشت و همواره مصيبتديدگان را دلدارى داده ، نيازمندان را يارى رسانده به گدايان و مساكين ترحّم مىنمود . وى با يتيمان مهربانى كرده ، شبانگاهان به در خانهء بيوهگان و ناتوانان رفته ، كيسههاى درهم و دينار را كه در دامن جامهء خود حمل مىكرد به آنان مىداد و مىگفت :
لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا
هامش
( 1 ) . تاريخ العلويّين / 167 .