تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
هنگامى كه از بالاى [ سر ] شما و از زير [ پاى ] شما آمدند ، و آنگاه كه چشم‌ها خيره شد و جان‌ها به گلوگاه‌ها رسيد و به خدا گمان‌هايى [ نابجا ] مىبرديد . آنجا [ بود كه ] مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند . و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دل‌هايشان بيمارى است مىگفتند : « خدا و فرستاده‌اش جز فريب به ما وعده‌اى ندادند . » و چون گروهى از آنان گفتند : « اى مردم مدينه ، ديگر شما را جاى درنگ نيست ، برگرديد . » و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مىخواستند و مىگفتند : « خانه‌هاى ما بىحفاظ است » و [ لى خانه‌هايشان ] بىحفاظ نبود ، [ آنان ] جز گريز [ از جهاد ] چيزى نمىخواستند . و همچنين خداوند متعال فرموده است :
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَ تَسْلِيماً
؛ و چون مؤمنان دسته‌هاى دشمن را ديدند ، گفتند : « اين همان است كه خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌اش راست گفتند » ، و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود . امّا در آن هنگام اين تو بودى كه عمرو آن‌ها را كشتى [ منظور عمرو بن عبدود مىباشد ] و جمعيّت لشكريانشان را منهزم و مغلوب ساختى و خدا آن كافران را با دل‌هاى پر از خشم و بىآن‌كه به هيچ خيرى نايل شوند برگردانيد ، و خدا زحمت جنگ را از مؤمنان برداشت كه خدا همواره نيرومند شكست‌ناپذير است . و در روز جنگ احد در آن حالت سخت كه مسلمانان در حال فرار از كوه بالا مىرفتند و درحالىكه پيامبر ايشان را از پشت سر فرا مىخواند به بانگ و فرياد هيچ‌كس توجهى نداشتند ، تنها تو بودى كه با برق شمشيرت مشركان را از چپ و راست از آزار رساندن به پيامبر دور مىداشتى و آسيب دشمنان را از آن سرور دفع مىكردى ، تا آن‌كه خداوند به نصرت و عنايت خود كافران را با ترس و هراس از تعرّض تو و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برگردانيد ، و لشكر