تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
تشييع پيكر امام جواد عليه السّلام شركت كردند . بغداد روزى همانند روزى كه امام جواد عليه السّلام تشييع شد به خود نديده بود . ده‌ها هزار انسان در دسته‌هاى عزادار فضايل او را برمىشمردند و بر او مويه مىكردند و از دست دادن امام جواد عليه السّلام را خسارت سنگينى مىخواندند كه بر مسلمانان وارد شده بود . براى آن پيكر پاك قبرى كنار قبر جد ارجمندش امام موسى بن جعفر عليه السّلام حفر شد و او را با تمام ارزش‌هاى انسانى و معيارها و الگوهاى مورد علاقه و توجه انسان‌هاى و الا يك‌جا به خاك سپردند . « 1 » « ابو جعفر مشهدى » از « محمد بن رضيّه » و او از معلم امام ابو الحسن هادى عليه السّلام نقل مىكند كه گفت : « او ( امام هادى ) عليه السّلام در يكى از روزها كه لوح ( تخته يا صفحهء چرمين ) خود را در دست داشت و آن را مىخواند ، ناگهان به كنارى انداخت و سراسيمه برخاست و در آن حالت گفت : « إنا لله و إنا إليه راجعون » . به خدا سوگند پدرم از دنيا رفت . به او گفتم : چگونه و از كجا دانستى او از دنيا رفته است ؟ فرمود : [ به لطف ] جلالت و عظمت خدا چيزى بر ما پوشيده نيست . گفتم : پس او از دنيا رفته است . فرمود : اين‌ها را واگذار و اجازه بده درون خانه شوم و سپس بازمىگردم . آن هنگام از قرآن هرچه مىخواهى از من بپرس كه از حفظ پاسخ خواهم داد . آن‌گاه وارد منزل شد و من از سر دلواپسى دنبال او روان و جوياى حال او شدم . گفته شد [ ابو الحسن هادى ] وارد اين خانه شد و درب را بست و به من فرمود : اجازهء ورود به كسى مده تا خود نزد شما بيايم .
هامش
( 1 ) . حياة الإمام محمد الجواد عليه السّلام / 263 .