بهرهاى در آن نداشتند به يكديگر وامىگذاردند و از سپردن آن به صاحبان حقيقى خلافت كه به فرمان خداوند و تعيين رسول خدا برگزيده شده بودند ، سرباز مىزدند . حاكمان عباسى ، همه چيز را تحت سلطهء خود مىخواستند و از همينرو منصب « قضاوت » و قاضيان را تسليم خويش كرده ، دين را به عنوان پوششى براى فريب مردم به كار گرفتند و با همين ابزار ، ميان مردم چنين ترويج كردند كه : اينان ( عباسيان ) حاكمان برگزيده از سوى خداوند هستند و مردم مجاز نيستند اين خاندان را مورد انتقاد و حسابرسى قرار دهند .
4 . مهرورزى مسلمانان نسبت به اهلبيت عليهم السّلام
امام رضا عليه السّلام در روزگارى زندگى مىكرد كه آكنده از روح دوستى و الفت و مودت نسبت به اهلبيت عليهم السّلام بود و اين فضا ثمرهء تلاش بىامان امامان پيش از حضرت رضا عليه السّلام به شمار مىرفت . « 1 »
آنچنان اين روح بر جامعهء روزگار آن حضرت حاكم بود كه هارون الرشيد دشمن ، لب به اعتراض گشوده ، به امام كاظم عليه السّلام گفت : تو كسى هستى كه مردم در نهان با تو بيعت مىكنند . « 2 »
عليرغم چنين اعترافى كه هارون در مورد جايگاه مردمى امام كاظم عليه السّلام بر زبان مىآورد ، امام رضا عليه السّلام خود شاهد روشهاى مكارانهء هارون و فراخوان مكرر امام كاظم عليه السّلام توسط هارون و در بند كشيده شدن و سرانجام كشته شدن پدرش به دست او بود .
هامش
( 1 ) . محمد امين غالب الطويل ، تاريخ العلويين / 200 .
( 2 ) . الصواعق المحرقة / 309 .