مىفرمايد :
« وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها
« 1 » ؛ و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم ، خوشگذرانان آن را وامىداريم تا در آن به انحراف [ و فساد ] بپردازند . حال بازگو كه مراد خداوند از اين آيه ، ايجاد اراده است ؟
سليمان گفت : آرى .
امام عليه السّلام فرمود : اگر خداوند اراده را پديد مىآورد ، پس گفته تو مبنى بر اينكه اراده ، ذات او يا بخشى از اوست باطل است ، چرا كه او خود را ايجاد نكرده و از حالتى به حالتى ديگر تغيير نمىكند كه از منزه و والاتر از اين گفتههاست .
سليمان گفت : مراد خداوند از آيهء گفته شده ، اين نيست كه ارادهاى پديد مىآورد .
امام عليه السّلام فرمود : بنابراين ، چه چيزى را مىخواسته با اين آيه بيان كند ؟
سليمان گفت : مراد او از آيه ، « فعل » ( انجام ) چيزى بوده است .
امام عليه السّلام [ بر او نهيب زده ، توبيخكنان ] به او فرمود : واى بر تو ، چرا اين مسأله را اينقدر تكرار مىكنى ؟ پيشتر به تو گفتم كه « اراده » حادث است ، زيرا فعل هرچيز ، حادث است .
سليمان گفت : پس اراده معنايى ندارد ؟
امام رضا عليه السّلام فرمود : [ بنابراين ، و به گفته شما ، حضرت حق - جل و علا - ] ذات خود را براى شما توصيف نمود تا اينكه خود را « مريد » ، اما بدون معنا توصيف كند . پس اگر « اراده » معنايى مبنى بر « قديم » يا « حادث » بودن نداشته باشد ، اين گفته شما كه « خداوند ، از قديم « مريد » بوده » باطل است .
هامش
( 1 ) . اسراء / 16 .