خود را به وسيلهء آن بر طرف كند يا كه با اين خلق ، به برترى و جايگاهى رسد كه جز به وسيلهء آن آفريده به آن دست نمىيافت و پيش از آفرينش نيز بدان نرسيده بود و با آفرينش خلق ، خود را دستخوش كاستى يا فزونى نمىديد . اى عمران ، [ به آنچه گفتم ] پى بردى ؟
عمران گفت : سرورم ، به خدا سوگند آرى .
امام عليه السّلام فرمود : اى عمران ، چنانچه خداوند از سر نياز ، خلق را آفريده بود ، [ به يقين ] جز به اندازهء رفع نياز خود نمىآفريد [ و از همينرو ] مىبايست چند برابر آنچه آفريده بود مىآفريد ، چرا كه هرچه ياران ، بيشتر باشند سرپرست و بزرگ ايشان قويتر خواهد شد .
اى عمران ، [ بدانكه ] نياز ، او را فرونگيرد و آنچه از خلق آفريد ، [ نه براى نياز خود بود بلكه ] پارهاى از آنان نياز خود را به وسيلهء برخى ديگر برآورده سازند ، چرا كه هيچيك از خلق [ به تنهايى ] نمىتواند نياز خود را برآورده سازد . و جماعتى از ايشان را بر دستهاى ديگر برترى بخشيد ، بدون اينكه به آن كس كه برترى داده ، نيازى داشته باشد و بر كسى كه خوار نموده ، عيب و خدشهاى وارد كرده باشد ، پس خلق را به همين جهت آفريد .
عمران گفت : اى سرور من ، آيا [ آن ، موجود نخستين ] در نفس خودش براى خودش معلوم بود ؟
امام عليه السّلام فرمود : علم به چيزى و آنچه كه به واسطهء آن بر آن استدلال مىشود ( صورت ذهنى ) تنها براى نفى و ردّ خلاف آن است تا اينكه خود آن شىء ، به وسيلهء آنچه از آن نفى شده ، موجود باشد و شىء را به اندازه كردن و در حدّى پنداشتن ( درآوردن ) نفى كند . اى عمران ، فهميدى .
عمران گفت : آرى به خدا سوگند سرور من . به من بگو آن هستى واحد
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٧٢