شمار مىرفت .
مورخان در نسب اين بانوى بزرگ دچار اختلاف شدهاند ، برخى او را از مردم اندلس و كنيهاش را « لؤلؤه » و گروهى او را رومى دانسته و كسانى نيز او را از بزرگترين خاندانهاى عجم خواندهاند . نام او « حميده » و در خانهاش مورد احترام و تكريم بود و همه زنان علوى به دو عنايت و محبت داشتند . امام صادق عليه السّلام نيز او را غرق لطف و عنايت خود مىكرد ، زيرا اين بانو را در مرتبهاى بلند از خردمندى و كمال و ايمان نيكو مىديد و هم از اين جهت بود كه او را مىستود . حضرت دربارهء او فرمود :
حميده همانند شمش طلا از پليدىها پاكيزه است . فرشتگان پيوسته از او حفاظت مىكردند تا اينكه چون دهش و عطيهاى الهى براى من و حجت پس از من به دستم رسيد » .
امام صادق عليه السّلام از دانش خود به آن بانوى گرامى چندان آموخت كه طلايهدار زنان روزگار خود در دانش و پرهيزگارى و ايمان شد . آنگاه حضرت صادق عليه السّلام او را فرمود تا زنان مسلمان را دانش و احكام شرعى بياموزد . « 1 » چنين بانويى شايستهء چنين منزلت والايى است و همو مىتواند و بايد در عفت ، پاكدامنى ، دانش و كمال سرآمد زنان روزگار خود باشد .
مولود خجسته
روزگارى از ازدواج امام صادق عليه السّلام با حميده سپرى شد . امام صادق عليه السّلام براى حج راهى مكه شد و حميده را همراه خود برد . پس از اتمام مناسك حج
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 48 / 6 ؛ اصول كافى 1 / 477 و اعيان الشيعه 2 / 5 .