93 . اى هشام ، عقل و جهل و سپاه آن دو را بشناس تا از هدايتيافتگان باشى .
هشام مىگويد : به امام عليه السّلام گفتم : فدايت گردم ، جز آنچه به ما بشناسانى ، ديگر چيزى نمىدانيم .
94 . اى هشام ، خداوند عقل را از سمت راست عرش و از نور حضرتش آفريد و اين نخستين آفريدهء خدا بود كه از سنخ روحانيان آفريده شد . خدا به او فرمود : دور شو ( برو ) ، عقل دور شد ( رفت ) ، سپس فرمود : بازگرد ( بيا ) و عقل بازگشت ( آمد ) . آنگاه خداوند به عقل فرمود : تو را با شكوه و بزرگ آفريدم و تو را بر تمام آفريدگانم برترى و بزرگى دادم .
سپس حضرت احديت ، جهل را از دريايى شور و تاريك آفريده ، به او فرمود : دور شو ( برو ) ، جهل دور شد ( رفت ) و باز فرمود : بازگرد ( بيا ) ، جهل نافرمانى كرد . خداوند به جهل فرمود : تكبر ورزيدى ! آنگاه او را لعن كرد . سپس 75 صفت را به عنوان لشكر ، در اختيار عقل گذاشت ، جهل كه مىديد خداوند ، عقل را گرامى داشته ، چه موهبتى به او عطا فرموده ، نسبت به عقل كينه و حسد ورزيده ، گفت : بار خدايا ، او را نيز آفريدهاى است چون من كه گرامىاش داشته ، قوتش بخشيدهاى ، درحالىكه من ضد او هستم و توان هماوردى با او را ندارم ، مرا همانند آنچه به او دادهاى لشكرى عطا كن .
خداوند - تبارك و تعالى - فرمود : باشد ، اما اگر پس از آن ، مرا نافرمانى كنى تو و لشكرت را از همسايگى و از [ گستردهء ] رحمتم مىرانم . جهل پذيرفت و خداوند 75 صفت را به عنوان لشكر به جهل داد كه در نتيجه ، « خير » وزير عقل و « شر » وزير جهل شد .
آنگاه ايمان در برابر كفر ، تصديق [ حقيقت ] در برابر انكار [ آن ] ، اخلاص در برابر نفاق ، اميد [ به رحمت خدا ] در برابر نوميدى ، داد و عدل در برابر جور و ستم ، خشنودى در برابر
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٨٥