مىرساندند .
بكر بن محمّد ازدى گويد : طواف مىكردم و در كنار من امام ابو عبد اللّه الصادق عليه السّلام بود . هنگامى كه آن حضرت از طواف فارغ شد ، به سمت ديگرى رفتند و دو ركعت نماز بين ركن بيت و حجر الاسود بهجاى آوردند . شنيدم كه در هنگام سجود اين نماز مىفرمودند :
« سجد وجهي لك تعبدا و رقّا ، لا إله إلّا أنت حقا حقا ، الأول قبل كلّ شيء ، و الآخر بعد كلّ شيء ، و ها أنا ذا بين يديك ، ناصيتي بيدك فاغفر لي إنه لا يغفر الذنب العظيم غيرك ، فاغفر لي ، فإني مقرّ بذنوبي على نفسي ، و لا يدفع الذنب العظيم غيرك » . . . » ؛
خداوندا ، صورت من از روى بندگى و عبوديت در درگاه تو بر خاك افتاده و به درستى كه هيچ خداوندى جز تو نيست . تويى كه قبل از هرچيز بودهاى و بعد از هر چيز خواهى بود ، و هان اين منم كه در پيشگاه تو ايستادهام و موى پيشانىام به دست توست . خدايا بر من ببخش كه همانا گناه بزرگ را جز تو كسى نمىآمرزد . پس مرا ببخش كه من به گناهانم اقرار كردهام . خدايا مرا ببخش كه گناه بزرگ را جز تو كسى نمىبخشد .
سپس سر مباركش را از سجده برداشت ، گويا كه صورتش را در آب فرو برده باشد ، از شدّت اشك خيس شده بود « 1 » .
حمّاد بن عثمان گويد : ابا عبد اللّه جعفر بن محمد را ديدم كه در موقف عرفات ، دست بر آسمان برداشته بود ، در همانجايى كه پيامبر اكرم در آن وقوف مىكرد ، و كف دستانش به سمت آسمان بود « 2 » .
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد / 28 .
( 2 ) . قرب الاسناد / 31 .