تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
نامناسبى است ، بلكه اين ردّ كردن شامل شخصيت ابو سلمه نيز مىشود . آنجا كه فرمودند : « من با ابو سلمه چه كار دارم در حالىكه او شيعه و پيرو ديگران است ؟ » « 1 » . امام صادق عليه السّلام دستور دادند تا نامهء ابو سلمه را به عنوان جواب در آتش بسوزانند و با اين كار تأكيد كردند كه قاطعانه پيشنهاد ابو سلمه را ردّ مىكنند . مسعودى مىنويسد : ابو سلمهء خلّال با سه نفر از بزرگان علويان مكاتبه كرد كه آنان جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام ، عمر اشرف فرزند زين العابدين عليه السّلام و عبد اللّه محض بودند . او نامه‌ها را به همراه مردى از طرفداران علويان به نام محمّد بن عبد الرحمان بن اسلم غلام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرستاد . ابو سلمه به فرستاده گفت : بسيار عجله كن و شتابان برو . و به او گفت : اوّل به نزد جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام برو . اگر او جواب مثبت داد ، دو نامهء ديگر را پاره كن . و اگر او جواب مثبت نداد ، به سراغ عبد اللّه محض برو . اگر او جواب مثبت داد ، نامهء عمر اشرف را پاره كن ، و اگر او نيز جواب مثبت نداد ، به سراغ عمر اشرف برو . فرستاده به سمت جعفر بن محمّد عليه السّلام رفت و نامهء ابو سلمه را به ايشان داد . امام عليه السّلام به او فرمودند : « من با ابو سلمه چه كار دارم در حالىكه او پيرو غير من است ؟ ! . مرد به او گفت : شما نامه را بخوانيد . حضرت به خادم خود فرمودند : چراغ را نزديك كن . خادم چراغ را نزديك آورد و حضرت نامه را بر روى آتش نهادند تا سوخت . فرستاده گفت : آيا جواب نامه را نمىدهيد ؟ امام عليه السّلام به او فرمودند : جواب را ديدى . برو و به فرستندهء نامه بگو چه ديدى « 2 » .
هامش
( 1 ) . مروج الذّهب 3 / 254 ، الآداب السّلطانية 137 . ( 2 ) . مروج الذّهب 3 / 254 .