وى پاسخ داد : آرى .
امام عليه السّلام رو به ابو حنيفه كرده و فرمودند : « نامت چيست ؟ » پاسخ داد : نعمان .
امام عليه السّلام سؤال كرد : « اى نعمان ، آيا هيچ سر خود را قياس كردهاى ؟ »
ابو حنيفه گفت : چگونه سر خود را قياس كنم ؟
امام به او فرمودند : « فكر نمىكنم چيزى بلد باشى ، آيا مىدانى كه چرا آب چشم شور ، مادهء داخل گوش تلخ ، جدارهء بينى خنك و آب دهان شيرين و گوارا است ؟ » .
ابو حنيفه حيران شد و از اين مطالب اظهار بىاطلاعى كرد . امام عليه السّلام سؤال ديگرى را مطرح كرده و فرمودند : « آيا جملهاى سراغ دارى كه ابتداى آن كفر ، و انتهاى آن ايمان باشد ؟ » ابو حنيفه پاسخ داد نه .
سپس ابو حنيفه از امام صادق عليه السّلام تقاضا كرد كه سرّ اين امور را براى او توضيح دهد ؛ امام صادق عليه السّلام فرمودند :
پدرم از جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مرا خبر داده است كه خداوند متعال به فضل و كرم خود براى آدم اين خصوصيات را قرار داده كه آب چشمش شور است تا اگر چيزى از خارج در آن افتاد آن را پس بزند ، گوشها را تلخ كرد تا اگر حشرهاى وارد گوش انسان شد به سمت مغز پيشروى نكند و آن تلخى موجب بازگشت او به خارج از گوش شود ، خداوند جدارهء بينى را در اثر استنشاق هوا سرد كرد تا از فاسد شدن مغز جلوگيرى شود ، و طعم دهان را شيرين و گوارا كرد تا انسان بتواند طعم غذاهاى مختلف را درك كند .
ابو حنيفه دوباره رو به امام صادق عليه السّلام كرد و عرضه داشت : مرا از جملهاى كه ابتداى آن كفر و انتهاى آن ايمان است آگاه كن .
امام صادق عليه السّلام به او فرمودند : در جمله شريف لا إله الا اللّه چون بنده مىگويد « لا إله » كفر است و چون مىگويد « الا اللّه » ايمان است .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: منذر حكيم
ص١٤٦