خداوند بر بندگان و زبان گويا و مترجم كلام خداوند بر آنان باشد ، بايد كه داراى چنين نسب پاكى باشد ، پس ممكن نيست ، حجت خداوند از نسلى غير از نسل پيامبران باشد ، او با علمى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به ميراث برده ، در ميان مردم جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و اگر مردم امامتش را انكار كردند سكوت پيشه مىكند ، اگر هم تاكنون امت اسلام ، عليرغم اختلافى كه در دانش دينى دارند و راى و قياسى كه در ميان آنها رايج شده باقى مانده است ، به بركت مقدار كمى از علم پيامبر است كه در دست آنها است ، و اگر آنان به امامت امام و جانشين پيامبر گردن نهاده ، از او پيروى نموده و دانش دينى را از او مىآموختند ، عدالت در جامعه ظهور كرده ، اختلاف و درگيرى از ميان آنان رخت بربسته ، ثبات و استقرار بر كارشان حاكم شده ، دين آشكار گشته و يقين بر شك پيروز مىگرديد ، اما بعيد است كه مردم ، پس از فقدان پيامبر به پيروى از امام بر حق گردن نهند چرا كه تاكنون هيچ پيامبرى از دنيا نرفته است مگر اينكه پيروانش از پس او دستخوش اختلاف و درگيرى گرديدهاند .
3 . پرسيد : اين حجت با چنين صفاتى به چه كار مىآيد ؟
امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمودند : « يقتدى به ، و يخرج عنه الشيء بعد الشيء ، مكانه منفعة الخلق ، و صلاحهم فإن أحدثوا في دين اللّه شيئا أعلمهم ، و إن زادوا فيه أخبرهم ، و إن نقصوا منه شيئا أفادهم » ؛ از جانب مردم مورد تبعيت قرار گرفته ، دانشها يكى پس از ديگرى از او بروز مىكند ، بودن او سودرسانى به مردم و اصلاح امور آنها است ، اگر روزى در دين بدعتى آوردند يا چيزى به دين خدا افزوده يا از آن كاستند ، آگاهشان مىكند « 1 » .
در اين گفتوگوى عميق و سطح بالا امام صادق عليه السّلام آنقدر به پاسخهاى مستدل و مفصل خود ادامه دادند كه شمار سؤال و پاسخها به نود و پنج رسيد و ما براى اختصار به نقل سه مورد اول بسنده كرديم .
هامش
( 1 ) . شيخ طبرسى ، احتجاج 2 / 77 - 78 .