2 . رويدادهايى كه در دمشق به وقوع پيوست
محقّقان و تاريخنويسان بعيد نمىدانند ، حوادثى كه در دمشق به وقوع پيوست يكى از سببهايى باشد كه امويان را بر آن داشت تا امام باقر عليه السّلام را ترور نمايند . شرح اين قضيّه بدينصورت است :
الف - چنانكه قبلا گفتيم ، هنگامى كه امام باقر عليه السّلام به نزد هشام بن عبد الملك احضار گرديد و در دربار او وارد شد ، هشام به اين گمان كه امام باقر عليه السّلام در تيراندازى دچار مشكل خواهد شد و نمىتواند تيرها را به هدف بزند و اين مسأله باعث استهزاء و مسخره كردن آن حضرت و پايين آوردن مقام آن حضرت در نزد شاميان مىگردد ، آن حضرت را امر به تيراندازى نمود ، ولى آن هنگام كه امام عليه السّلام تيراندازى كرده و چندينبار به صورتى اعجابانگيز كه در دنياى تيراندازى بىسابقه بوده است هدف را مورد اصابت قرار دادند ، هشام درمانده شد و آنچنان غيظ و غضب بر او غلبه كرد كه زمين با همهء گستردگى بر او تنگ آمد . گروهى از تاريخنويسان معتقدند كه هشام از اين زمان تصميم بر كشتن امام باقر عليه السّلام گرفته است .
ب - گروهى نيز معتقدند پس از اينكه امام باقر عليه السّلام در همان مجلس در رابطه با مسألهء امامت با هشام به مناظره پرداخته و بر او غلبه پيدا كردند و آثار عجز و درماندگى در صورت هشام نمايان گرديد ، و از سر كينه تصميم به قتل آن حضرت گرفت .
ج - گروهى ديگر نيز معتقدند كه مناظره كردن امام باقر عليه السّلام با عالم مسيحى و غلبهء آن حضرت بر او - تا جايى كه خود عالم مسيحى در برابر گروه كثيرى از مردم شام اعتراف به عجز و ناتوانى خود در مقابله با امام باقر عليه السّلام نمود ، و اهميت اين موضوع به حدّى بود كه برترى علمى امام باقر عليه السّلام در ميان امّت