ريشهدار كردن آن در عقل و دل و فعّاليتهاى رفتارى مردم داشته و نقش آن در تسريع فروپاشى حكومت ستمگر امرى انكارناپذير است .
امام زين العابدين عليه السّلام نيز در بهرهبردارى از فرصتهايى كه براى تكميل اين بناى استوار كه ائمّهء قبل از آن حضرت آن را بنا نموده بودند نهايت كوشش را به خرج داد . آن حضرت مخصوصا از آزادى نسبى كه در زمان خلافت عبد الملك بن مروان داشتند استفادهء شايانى برده و در راه تقويت اين گروه صالح گام برداشت تا آنان در زمان آن حضرت به صورت بازويى اجرايى براى حركت رسالى اهل بيت عليهم السّلام باشند .
امام باقر عليه السّلام نيز حركت ائمّهء پيش از خود را در تكميل اين بنيان استوار ادامه داد . آن حضرت با هدف استمرار حركت اصلاحى مطابق با شيوهء اهل بيت عليهم السّلام و پياده كردن آن در واقعيّت زندگى ، عناصر جديدى را به اين گروه افزود ، آن حضرت مجموعهاى از فقها را تربيت كرد كه همگى دغدغهء اصلاح جامعه را داشتند و در رأس آنها مىتوان بهعنوان مثال به : زرارة بن اعين ، معروف بن خرّبوذ ، ابو بصير اسدى ، فضيل بن يسار ، محمّد بن مسلم طائفى ، و بريد بن معاوضه عجلى اشاره نمود .
آن حضرت به تربيت اين دسته از فقيهان بسنده نكرده ، طبقهء دوّمى را نيز پس از آنان تربيت نمود كه از بزرگان اين طبقه نيز مىتوان بهعنوان مثال به :
حمران بن اعين ، برادران او ، عبد اللّه بن ميمون قدّاح ، محمّد بن مروان كوفى ، اسماعيل بن فضل هاشمى ، ابو هارون مكفوف و ديگران اشاره نمود « 1 » .
البتّه در ميان اين جماعت صالح مسئوليّتها بر حسب تخصّص افراد فرق
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب 4 / 229 .