امّا نقش اصلاحى آن حضرت در دو جهتگيرى همزمان متمركز مىشود :
جهتگيرى اوّل : فعاليّت در ميان اقشار مختلف مردم و عموم مردم بدون در نظر گرفتن خصوصيّت دينى ، چون در ميان امّت اسلام افرادى با دينهاى ديگر نيز وجود داشتند . البتّه اين جداى از فعاليّت آن حضرت نسبت به حاكمان و دستگاههاى حكومتى براى بازگرداندن آنان به راه مستقيم و جلوگيرى از انحرافات آنان و محدود كردن دايرهء آن بود .
جهتگيرى دوّم : ايجاد يك جمعيّت صالح و كارآمد تا اينكه در جامعه بر اساس اسلوب و قاعدههاى ثابتهاى كه ريشه در تعاليم روشنىبخش اهل بيت عليهم السّلام كه آن نيز برگرفته از قرآن كريم و سنّت شريف نبوى است ، در اصلاح اوضاع عامّهء مردم همچنين اصلاح وضعيّت دولت نقشى مؤثّر ايفا نمايد .
محورهاى حركت عمومى اصلاحاتى امام باقر عليه السّلام
اوّل : اصلاح در عرصهء فكر و عقيده
از بحرانهاى سختى كه ماحصل روش حاكمان سابق بود بحران درهم آميختگى مفاهيم ، تقليد كوركورانه و سطحىنگرى در عرصهء فكر و انديشه بود تا آنجا كه در اثر فراوانى جريانهاى مخرّب و فعاليّت آنها در رابطه با تحريف مفاهيم ناب اسلامى و ديگرگونه جلوه دادن حقايق ، حقيقت انديشه و مبانى نظرى اسلام در نزد بسيارى از مسلمانان آشكار نبود . اينجا بود كه امام باقر عليه السّلام وظيفهء وادار كردن مسلمانان به اصلاح انديشههاى خود براى تشخيص عقايد اصيل و درست از عقايد دروغين و ساختگى را به عهده گرفتند . آن حضرت افكار عمومى را در جهت ريشهدار ساختن انديشهها و مفاهيم اصيل