كيف أنساك و لم تزل ذاكري ؟ ! و كيف ألهو عنك و أنت مراقبي ؟ ! » ؛
چگونه به ديگرى جز تو اميد بندم در صورتىكه هرخير و نيكويى به دست تو است و چگونه آرزومند كسى جز تو باشم در حالىكه آفرينش همگان و حاكميت بر آنان از آن تو است آيا از تو كه پيش از درخواست به من احسانها كردهاى اميد بردارم ، يا مرا كه به رشتهء لطف تو چنگ زدهام به گدايى چونان خودم محتاج مىگردانى ؟ اى آنكه هركس به رحمتت اميد بست نيكبخت گرديد و هركس عذر گناه خواست سختى نديد ، چگونه فراموشت كنم در حالىكه پيوسته به ياد منى و چگونه دل به ديگرى بندم در حالىكه تو نگاهبان منى « 1 » .
امام سجاد بهطور كامل از خلق بريده و به خدا پيوسته بود . وى درهيچ امرى از امور به كسى جز خدا اميد نداشت و اميد بستن به غير خداوند متعال را چون سرابى دروغين مىپنداشت . آن حضرت در مناجات ديگرى مىفرمايد :
« إلهي أذهلني عن إقامة شكرك تتابع طولك ، و أعجزني عن إحصاء ثنائك فيض فضلك ، و شغلني عن ذكر محامدك ترادف عوائدك ، و أعياني عن نشر عوارفك توالي أياديك » ؛
پروردگارا پياپى بودن نعمتهايت شكر نعمتت را از ياد من برده و باران فضلت از شمارش ثنايت ناتوانم ساخته است ، بسيارى نعمتت از يادآورى خوبىهايت بازم داشته و دوام آن نعمتها مرا از انتشار آن عاجز كرده است .
إلهي تصاغر عند تعاظم آلائك شكري ، و تضاءل في جنب إكرامك إيّاي ثنائي و نشري « 2 » . جلّلتني « 3 » نعمك من أنوار الإيمان حللا ، و ضربت عليّ لطائف برّك من العزّ كللا ، و قلّدتني مننك قلائد لا تحلّ ، و طوّقتني أطواقا لا تفلّ ، فآلاؤك
هامش
( 1 ) . مناجات الراجين .
( 2 ) . نشري : يعني هنا بسط الحديث بالمدح .
( 3 ) . جلّلتني : غطّتني ، و غمرتني .