3 . « انّ إبنىّ هذين ريحانتاى من الدّنيا » « 1 » ؛ اين دو فرزندم ( حسن و حسين ) گلهاى دنيوى منند .
4 . از ابن مسعود روايت شده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشغول نماز گزاردن بود كه حسن و حسين وارد شدند و هردو بر پشت پيامبر نشستند ، وقتى حضرت سر از سجده برداشت آندو را با مهربانى گرفت ، مجددا كه به سجده رفت ، آندو نيز دوباره بر پشت او سوار شدند ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با فراغت يافتن از نماز ، يكى از آنان را بر زانوى راست و ديگرى را بر زانوى چپ خود نشانيد و سپس فرمود : آنكس كه مرا دوست دارد بايد دوستدار اين دو باشد . « 2 »
5 . « حسين منّي و أنا من حسين ، أحبّ اللّه من احبّ حسينا ، حسين سبط من الأسباط » « 3 » ؛ حسين از من است و من از حسين ، آنكس كه حسين را دوست داشته باشد ، خدا او را دوست دارد ، حسين سبطى از اسباط است .
6 . « الحسن و الحسين خير أهل الأرض بعدي و بعد أبيهما . و أمّهما أفضل نساء اهل الأرض » « 4 » ؛ حسن و حسين پس از من و پدرشان ، برجستهترين ساكنان روى زميناند و مادر گرامى آنها والاترين بانوان روى زمين به شمار مىآيد .
7 . « الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة » « 5 » ؛ حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتىاند .
8 . از برّه دختر اميهء خزاعى نقل شده كه گفته است : هنگامى كه فاطمه
هامش
( 1 ) . ارشاد 2 / 28 ، صحيح بخارى 2 / 188 ، سنن ترمذى 5 / 615 ح . 377 .
( 2 ) . مستدرك حاكم 3 / 166 ، كفاية الطالب 422 ، اعلام الورى 1 / 432 .
( 3 ) . بحار الانوار 43 / 261 ، مسند احمد 4 / 172 ، صحيح ترمذى 5 / 658 ح 3775 .
( 4 ) . بحار الانوار 43 / 261 و عيون الأخبار الرّضا 2 / 62 .
( 5 ) . سنن ابن ماجه 1 / 56 ، ترمذى 5 / 614 / ح 3768 و بحار الانوار 43 / 265 .