تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
الحسين عليه السّلام چوب مىنواخت ، زيد بن ارقم به او گفت : ابن زياد ! چوبت را از اين لبان بردار ، به خدايى كه جز او معبودى نيست ، با چشم خود ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله لبان مباركش را بر اين دو لب نهاده و آن‌ها را مىبوسد . اين را گفت و به گريه افتاد . ابن زياد به او گفت : خدا چشمت را همواره بگرياند ، اگر پيرى فرتوت و بىخرد نبودى ، تو را گردن مىزدم . زيد از مجلس ابن زياد بيرون رفت و اظهار مىداشت : اى مردم عرب ! از امروز به بعد ، به بردگى درآمديد ! زيرا پسر فاطمه را به شهادت رسانديد و پسر مرجانه را بر خود حاكميت داديد ! او شايستگانتان را از دم تيغ مىگذراند و تبهكارانتان را زنده نگاه مىدارد . 7 . ابو برزهء اسلمى وقتى ديد يزيد با چوبدستىاش بر دندان‌هاى مبارك ( سر بريدهء ) امام حسين عليه السّلام مىزند ، يزيد را مورد اعتراض قرار داد و گفت : يزيد ! بر دندان‌هاى حسين چوب مىزنى ؟ ! چوب تو بر جايى مىخورد كه چه بسيار ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن‌جا را غرق بوسه مىساخت . يزيد ! روز قيامت وارد مىشوى و شفيع تو ابن زياد است ، ولى حسين كه وارد مىشود ، شفيع او محمد رسول خداست . « 1 » 8 . وقتى معاويه به عبد اللّه بن جعفر گفت : تو سرور و بزرگ بنى هاشم هستى ، عبد اللّه به او پاسخ داد : سروران و بزرگان بنى هاشم ، حسن و حسين‌اند . « 2 » عبد اللّه بن جعفر طى نامه‌اى به امام حسين اظهار داشت : اگر تو امروز از دنيا به روى ، نور اسلام به خاموشى مىگرايد ، زيرا تو رهبر هدايت يافتگان و سرور مؤمنان هستى . « 3 »
هامش
( 1 ) . الحسن و الحسين سبطا رسول اللّه 198 . ( 2 ) . الحسن بن على ، از كامل سليمان 173 . ( 3 ) . البداية و النهاية 8 / 168 .