اما قيام ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام و تن به بيعت ندادن و جانفشانىهاى بزرگ وى ، امت را از خواب غفلت بيدار و امورى را كه با گمراهگرى امويان از ميان رفته بود برايشان روشن ساخت . امام حسين عليه السّلام با مخاطب قرار دادن آنان جايگاه خود را در رسالت و جامعهء اسلامى برايشان تشريح كرد و فرمود :
مردم ! با بيان نسب من ملاحظه كنيد من چه كسى هستم ، سپس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا كشتن و هتك حرمت من براى شما جايز است ؟ مگر من فرزند دخت پيامبر شما و فرزند وصى و پسرعمويش نيستم ؟ مگر من فرزند آن كسى نيستم كه پيش از همهء مسلمانان اسلام آورد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دستوراتى را كه از نزد پروردگارش آورده بود ، تصديق كرد ؟ !
آنچه از آن ياد شد افزون بر كليهء خطابهها و گفتوگوهايى است كه در آن وضعيّت آشفته و حساس ، ايراد گرديد و در آنها موقعيّت دو طرف نزاع و سپس رفتار و انديشهء پليد امويان را به عنوان آثار و نتايج كارزار ، تشريح نمود و بدينسان ، پستى و فرومايگى و حقهبازى بنى اميّه آشكار گرديد .
سخنان عقيلهء بنى هاشم حضرت زينب عليها السّلام دختر بزرگ امير مؤمنان آنگاه كه جنايات بنى اميه را برشمرد و سپس به تشريح رسالت امام حسين عليه السّلام پرداخت و بىآنكه سلاحى خونين و مرگبار در كار باشد در استمرار نهضت حسينى تأثيرى فوقالعاده بسزا ايفا نمود .
همهء مسلمانان - با مذاهب و مسلكهاى گوناگون - اتفاق نظر دارند موضعى كه امام حسين عليه السّلام در قبال ستم پيشگان اتخاذ فرمود ، موضعى كاملا اسلامى و دينى به شمار مىآمد و يزيد فردى برگشته از دين و عصيانگر به اسلام و شرع الهى و موازين دينى ، تلقّى مىشد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٨١