1 . عملى شدن وظيفهء شرعى در قبال حاكم ستمپيشه
حالتى از ركود بر امت سايه افكنده بود به گونهاى كه در تلاش و فعاليت براى اتخاذ موضعى عملى و صحيح در قبال حاكم ستمپيشهء زمان خود ، قادر نبودند ، همه مىدانستند يزيد كيست و از چنان صفات زشت و ناپسندى برخوردار است كه وى را هيچگاه شايستهء زمامدارى مسلمانان قرار نمىدهد .
در چنين شرايطى بسيارى از مردم ، حيران و سرگردان بوده و در عزم و ارادهء و تصميم خود دچار شك و ترديد شده بودند . از اينرو ، امام حسين عليه السّلام حركت خود را آغاز كرد تا مواضع الهى ستمناپذيرى و مبارزه با فساد را در نهضت و قيامى بزرگ و شفاف همراه با از خودگذشتگى و ايثار در راه آرمان اسلامى ، به منّصهء ظهور بگذارد تا امت نيز در قبال ستم و بيداد ، به اتخاذ همين موضع همت گمارد .
2 . رسوايى واقعيت بنى اميه
زمامداران غيرمعصوم و غيرقانونى كه زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند ، در انظار مردم بر اعمال خويش پوششى دينى مىنهادند و در اين راستا حكّام بنى اميه بيش از ديگران از اين شيوهء فريبكارانه بهره مىجستند . زيرا معاويه نه تنها در ساخته و پرداخته كردن احاديث ساختگى براى تقويت حكومتش هيچگونه ترديدى به خود راه نمىداد ، بلكه به هر وسيلهء ممكن در جهت فريب مسلمانان تلاش كرد و توانست ميان تودهء مردم تا اندازهاى در اين زمينه موفق شود .
با به حكومت رسيدن يزيد ، آن هم به شيوهاى كه مورد تأييد اسلام نبود ،