تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مباهله فراخواند ، جز به اتفاق پدرم و همسرش و دو فرزندش در آن جمع ، حضور نيافت ؟ عرض كردند : آرى ، چنين است . فرمود : شما را به خدا ! آيا مىدانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ خيبر پرچم را به دست پدرم سپرد و سپس فرمود : « پرچم را به دست كسى مىسپارم كه خدا و رسولش او را دوست مىدارند و او نيز دوست‌دار خدا و رسول اوست ، وى قهرمانى است كه هيچ‌گاه پشت به دشمن نكرده و خداوند خيبر را به دست تواناى او خواهد گشود ؟ » عرض كردند : آرى ، چنين است . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پدرم را براى خواندن آيات سورهء برائت اعزام نمود و فرمود : « اين پيام را بايد تنها خود و يا مردى از خاندانم ابلاغ نمايد ؟ » عرض كردند : آرى ، چنين است . فرمود : آيا مىدانيد پيامبر خدا در هر گرفتارى و ناراحتى كه برايش رخ مىداد ، پدرم را به مقابله با آن مىفرستاد ، زيرا به او اعتماد كامل داشت ، پدرم را هيچگاه به اسم نمىخواند و مىفرمود : اى برادر ! عرض كردند : آرى ، چنين است . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بين پدرم و جعفر و زيد قضاوت نمود و فرمود : اى على ! تو از من و من از تو هستم و تو پس از من ولىّ و رهبر هر انسان با ايمانى هستى ؟ » عرض كردند : آرى ، چنين است . فرمود : آيا مىدانيد پدرم هرروز با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خلوتى داشت و هرشب نشستى ، هرگاه از رسول خدا پرسشى داشت ، به دو پاسخ مىداد و هرزمان سكوت مىكرد ، پيامبر با او آغاز سخن مىنمود ؟
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 165 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى