گفت : وى محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب برادرزادهء من است .
پرسيدم : اين زن كيست ؟
گفت : همسرش خديجه دختر خويلد .
پرسيدم : اين جوان كيست ؟
گفت : على بن ابى طالب پسر عموى اوست .
پرسيدم : چه كارى انجام مىدهند ؟
گفت : او نماز مىخواند و ادعاى پيامبرى دارد و جز همسر و پسر عموى نوجوانش كسى از دستورات وى پيروى نمىكند وى مدعى است كه گنجهاى كسرى و قيصر را به روى امّت خود خواهد گشود . « 1 »
آرى ، پس از به وجود آمدن هستهء مبارك امّت اسلامى متشكّل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و على عليه السّلام و حضرت خديجه ، خبر دين و آيين جديد الهى ميان قريش منتشر گرديد و كسانى را كه خدا به ايمان هدايت فرموده بود به اسلام گرويدند و بدينسان قدرت و شوكت مسلمانان افزايش يافت و پس از ساليانى اندك به نظامى قدرتمند مبدّل شد كه توانست به جهت برخوردارى از دين و عقيده و آرمان در برابر انبوه دشمن و رويارويى و مبارزهجويى با آنان ، اعلان موجوديت كند . . . و خداى سبحان به پيامبر ارجمند خود دستور داد تا آن چه را به دو فرمان داده شده ، آشكارا بيان نمايد . ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پيش از آن هرگاه قصد نماز خواندن داشتند نهانى به كوه و درّهها مىرفتند . روزى برخى از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در شعب مشغول نماز بودند چند تن از مشركان از جمله ابو سفيان بن حرب و أخنس بن شريق و جمعى ديگر ، با
هامش
( 1 ) . مسند احمد 1 / 29 ، خصائص نسايى 3 ، تاريخ دمشق 1 / 58 ، كفاية الطالب كنجى 139 ، كامل 2 / 57 .