اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم وارد خانهء او شد و بالاى سرش نشست و فرمود :
مادر ! خداوند تو را در جوار رحمت خويش قرار دهد ، تو پس از مادرم در حق من مادرى كردى ، خود گرسنه بودى ولى مرا سير كردى ، از لباسى برخوردار نبودى ولى مرا لباس مىپوشاندى ، خود از غذاى مطبوع و دلپذير استفاده نكردى ، ولى آن را به من خوراندى ، و اين كار را براى رضاى خدا و پاداش آخرت انجام دادى .
آنگاه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم چشمان مبارك آن بانو را بست و دستور داد پيكرش 3 بار با آب شسته شود ، زمانى كه نوبت به آب كافور رسيد حضرت ظرف آب را با دست مبارك خويش بر بدن وى ريخت و سپس پيراهن خود را خارج و بر بدن فاطمه پوشاند و جسم شريف وى با آن پيراهن كفن شد ، پس از آن به اسامة بن زيد غلام خود و ابو ايّوب انصارى و عمر بن خطاب و غلامى سياه دستور داد قبرى براى آن مخدّره حفر نمايند ، وقتى به لحد رسيدند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شخصا لحد وى را حفر و خاك آن را با دست مبارك خود خارج ساخت و وارد قبر او شد و در آن خوابيد و سپس فرمود :
خداست كه زنده مىگرداند و مىميراند ، و خود زنده است و هرگز نمىميرد ، خدايا ! مادرم فاطمه بنت أسد بن هاشم را مورد غفران و بخشش خود قرار ده و اعتقاداتش را بر زبانش جارى ساز و تو را به پيامبرت و پيامبران قبل از خودم سوگند مىدهم قبر را بر او توسعه ببخش ، زيرا تو مهربانترين مهربانانى »
و آنگاه به اتفاق عباس ( عموى خود ) و ابو بكر ، پيكر فاطمه بنت أسد را در قبر نهادند .
به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم عرض شد : رفتارى بىسابقه را از شما ملاحظه كرديم ! حضرت فرمود :
اينكه ديديد پيراهنم را بر پيكر او پوشاندم بدين جهت بود تا از لباسهاى بهشتى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٨