تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
انسان براى رسيدن به آن‌چه ديگران در آرزوى رسيدن به آن هستند ، ابزار مختلفى را به كار مىگيرد ، زيرا وقتى علاقهء آدمى به چيزى تعلق گرفت او را كر و كور مىكند . به همين دليل خلفا براى توجيه بر تن كردن رداى خلافت ، به بهانه‌ها و دست‌آويزهاى گوناگونى متوسل شدند كه دلائل و براهين دندان شكن امام عليه السّلام بر آن‌ها خط بطلان كشيد ولى آنان بر سرسختى موضعى كه امام عليه السّلام آن را محكوم ساخت ، هم‌چنان باقى ماندند . و هرگاه از امام عليه السّلام داروى سودمند و شفابخشى براى مداواى سبب و عللى ، كه انحراف را افزايش داده ، درخواست كنيم حضرت آن را به گونه‌اى دقيق در خطبهء معروف به همّام به وصف مىكشد و از رازى كه تقواپيشگان را به اين مرتبه از كمال رسانده و در تقوا و پرهيزكارى تجسم يافته ، پرده برداشته و مىفرمايد : « لقد عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى أعينهم » ؛ آفريدگار ، در روح و جانشان بزرگ جلوه كرد ( به همين دليل ) غير خدا در نظرشان كوچك است . ازاين‌رو ، شناخت واقعى خداوند بزرگ ، سبب پستى و حقارت دنيا در چشم بندگان تقوا پيشه‌اش مىگردد و اگر دنيا در چشم آن‌ها كوچك جلوه كند ، در تلاش و كوشش خود ، دنيا را به ديدهء هدف نمىنگرند و در پى به دست آوردن آن خود را به آب و آتش نزده ، بلكه همانند على بن ابى طالب عليه السّلام بدان علاقه‌اى نشان نمىدهند ، زيرا امام عليه السّلام آن هنگام كه قريش از سر جور و ستم به زمام خلافت رسيدند ، از حق خويش گذشت و فرمود : عدّه‌اى بر اين مقام بخل ورزيده ( بدون شايستگى آن را تصاحب كردند ) و گروهى ديگر ( ما ) با سخاوت از آن صرف‌نظر كردند ، حاكم و داور ، خداوند است و در قيامت بازگشت همه به سوى اوست . از همين‌جا در جامعهء اسلامى دو نوع اخلاق متفاوت شكل گرفت ، يكى اخلاق نمونه و بىمانند على عليه السّلام كه بر سياست ( هدف وسيله را توجيه مىكند )