« و اعلموا أنّي إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم و لم أصغ إلى قول القائل و عتب العاتب » ؛ « 1 »
به هوش باشيد : اگر دعوت شما را بپذيرم ، طبق آنچه خود مىدانم با شما رفتار خواهم كرد و به سخن اين و آن و سرزنش سرزنشكنندگان گوش نمىسپارم .
و نيز فرمود :
خدايا ! تو خود مىدانى آنچه ما انجام داديم نه براى اين بود كه جاه و قدرتى به دست آوريم و نه براى اينكه از كالاى پست دنيوى چيزى تهيه كنيم ، بلكه بدين جهت بود كه احكام فراموش شدهء دين و آيين تو را باز گردانيم و صلح و آرامش را در شهرهايت آشكار سازيم تا بندگان ستمديدهات در ايمنى قرار گيرند و حدود تعطيل شدهات ديگر بار عملى و اجرا گردد . « 2 »
امام عليه السّلام با زحمت زياد سعى نمود تا از راهى بىدغدغه و هموار ، عدالت اجتماعى و سياسى را ميان مردم پديد آورد و با حفظ وحدت و يكپارچگى امّت همراه با تلاش در مسير تربيت و آموزش و اداى حقوق كامل آنان ، امنيّت و آزادى و رفاه و آرامش را حاكميت بخشد .
حضرت ، گردانندگان دستگاه فاسد ادارى را بر كنار و فرمانروايان و كارگزاران لايق و كارآمد و انسانهاى كاردان را جايگزين آنها ساخت و آنان را دقيقا زيرنظر داشت به گونهاى كه فرصتطلبان آزمند را از حيطهء مسئوليت ، دور ساخت و صراحت و حق و صداقت را در تمامى زمينهها به كار گرفت ، به نيرنگ و فريب متوسل نشد و در همان راه و بر همان شيوهء برادر و پسر عمويش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم گام برداشت .
هامش
( 1 ) . همان 32 / 36 .
( 2 ) . همان 34 / 111 ، باب فتنه و آشوبهايى كه در زمان على عليه السّلام اتفاق افتاد . « اللّهمّ انّك تعلم أنّه لم يكن الّذي كان منّا منافسة في سلطان و لا التماس شيء من فضول الحطام ، و لكن لنردّ المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك ، فيأمن المظلومون من عبادك ، و تقام المعطّلة من حدودك » .