جلوگيرى از شكست دولت نوپاى نبوى ، هرچند با گذشت موّقت از حق خود ، و ارائه راهكارهاى صحيح به خلفا و پند دادن آنان خلاصه شد .
افزون بر توجه امام عليه السّلام به گردآورى قرآن و تفسير آن و آشنا نمودن و آگاه ساختن مردم بر معانى و حقايق كتاب الهى و پرده برداشتن از حقيقت توطئهاى كه گروههايى از مردم در برابر آن سر تسليم فرود آورده بودند ، از اشتباهات فرمانروايان در راستاى درك و فهم و اجراى احكام دين اسلام جلوگيرى كرد و به تشكيل جمعيّتى نيكانديش و شايسته پرداخت كه ضمن اعتقاد به برنامه ريزى پيشگامانهء نبوى و رهبرى اسلامى ، بر گسترش و تبليغ آن مراقبت نمايد و در مسير پياده كردن و اجراى آن ، از خودگذشتگى نشان دهند .
امام عليه السّلام پس از دو دهه و نيم صبر و بردبارى و رنج و پس از آشكار شدن حقايق پشت پرده ، توانست به ثمرهء تلاشهاى خود دست يابد و براى دو نسل صدر اسلام و تابعان به خوبى روشن شد كه على عليه السّلام براى خلافت شايستهتر از ديگران بوده كه با وجود شرايط و اوضاع پيچيده و دلپريشانىها و افزايش زاويهء انحراف از راه راست ، قادر است به اصلاح امور بپردازد چنانكه خود فرمود :
« و اللّه ما كانت لي في الخلافة رغبة و لا في الولاية إربة ، و لكنّكم دعوتموني إليها و حملتموني عليها » ؛ « 1 »
به خدا سوگند ! من تمايل به خلافت نداشتم و به ولايت و زمامدارى شما علاقهاى نشان نمىدادم ، ولى شما مرا بدان دعوت و آن را بر من تحميل نموديد .
امام عليه السّلام با اعلان سياست خويش ، فرمود :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 32 / 50 باب بيعت امير المؤمنين عليه السّلام .