كه وى دنيا را وداع گفته است و آنان كه خدا را پرستش مىكنند آگاه باشند كه ذات مقدس او هرگز نمىميرد و سپس اين آيه را تلاوت كرد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . . .
؛ « 1 » محمد فرستادهء خداست و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز وجود داشتهاند .
آنگاه عمر و ابو بكر و ابو عبيدهء جراح از خانهاى كه پيكر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در آن قرار داشت خارج شدند و آن را به على و خاندان مصيبت زدهاش كه از شدت اندوه ، خود را فراموش كرده بودند ، وانهادند . بدين ترتيب ، على عليه السّلام و خاندانش به تجهيز و نماز و دفن پيكر مطهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پرداختند .
همزمان با اين ماجرا ، انصار در سقيفهء بنى ساعده براى چارهانديشى در مسألهء جانشينى ، گردهمايى تشكيل داده بودند .
انصار و هواداران قريش در سقيفه
به مجرد اطلاع عمر از گردهمايى انصار در سقيفه به خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه ابو بكر در آنجا بود آمد كسى را نزد وى فرستاد تا به او بگويد كارى به تو دارم از خانه بيرون بيا . ابو بكر پاسخ داد من به امور مربوط به تجهيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مشغولم . مجددا كسى را نزد او فرستاد تا به او بگويد هرچه زودتر بيرون بيا حادثه مهمى رخ داده كه حضور تو در آن ضرورى است .
ابو بكر از خانه خارج شد و نزد عمر رفت و هردو به اتفاق ابو عبيده و جمعى ديگر به سرعت راهى سقيفه شدند . وقتى بدانجا رسيدند با حضور انصار در انجمن خود روبرو شدند و هنوز گردهمايى آنان پايان نپذيرفته و
هامش
( 1 ) - آل عمران / 144 .