حركت كرد تا بين راه به ابو بكر رسيد ، وقتى ابو بكر صداى شتر پيامبر را شنيد آن را شناخت و تصور كرد رسول خداست . ولى ناگهان با على عليه السّلام روبرو شد .
آن حضرت آيات را از او ستاند و ابو بكر بيمناك از اينكه مبادا آيهاى در مذمّت او نازل شده و پيامبر خدا را به خشم آورده باشد ، به مدينه بازگشت و خدمت رسول خدا رسيد و عرضه داشت : اى پيامبر خدا : آيا دربارهام آيهاى نازل شده ؟ حضرت فرمود : خير ، ولى دستور يافتم آن آيات را خود و يا كسى كه از خودم به شمار مىآيد ، ابلاغ كند . « 1 »
على عليه السّلام به مسير خود ادامه داد تا به مكه رسيد و زمانى كه مردم براى انجام مناسك خود در آن سامان گرد آمده بودند آيات نخست سورهء برائت را بر آنان تلاوت كرد و اعلان داشت :
از امسال به بعد هيچ مشركى نبايد وارد مكه شود .
هيچ كس حق ندارد با بدن برهنه طواف انجام دهد .
هركس با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم عهد و پيمانى دارد تا پايان مدتش همچنان داراى اعتبار است . « 2 »
حضور در مباهله
سران و انديشمندان مسيحيان نجران با گردهمايى خود ، نامهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم را كه آنان را به پذيرش اسلام دعوت كرده بود ، مورد بررسى قرار داده ولى به نتيجهاى نهايى دست نيافتند آنان تعاليم و دستوراتى در اختيار داشتند كه بر ظهور پيامبرى پس از حضرت عيسى عليه السّلام تأكيد مىكرد و كارهايى
هامش
( 1 ) . كامل ابن اثير 2 / 291 ، فضائل الخمسه من الصحاح السته 2 / 343 .
( 2 ) . البداية و النهاية 5 / 45