و از ما درگذر . حضرت فرمود : « من اكنون به سوى پسر عمويم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رهسپارم ، هركس دوست دارد بدنش را قطعهقطعه و زمين را از خونش سيراب سازم ، مرا تعقيب كند . » بدين ترتيب ، دشمن با خوارى و ذلّت و شكست ، به ديار خود بازگشتند .
آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام رو به همراهانش أيمن و ابو واقد كرد و به آنها فرمود : « زانوى شتران خود را باز كنيد » سپس پيروزمندانه كاروان را به حركت درآورد تا در « ضجنان » فرود آمدند يك شبانهروز در آنجا درنگ كردند و جمعى از مؤمنان مستضعف به آن بزرگوار پيوستند . آنشب را تا صبح در همهء حالات ، به نماز و راز و نياز و ياد خدا سپرى كردند ، آنگاه امام عليه السّلام نماز صبح را با آنان به جماعت خواند و پس از آن مسير خود را ادامه داده تا به منطقهء « قباء » نزديك مدينه رسيده و به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه در آن سامان در انتظار آنان به سر مىبرد ، پيوستند . « 1 »
قبل از رسيدن آنان به آن منطقه فرشته وحى بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرود آمد و آياتى از قرآن مجيد را در شأن آنان نازل كرد از جمله :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ . . .
؛ « 2 »
آنانكه در حال ايستاده و نشسته و بر پهلو خوابيده ، خدا را ياد مىكنند .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم پانزده روز در منطقهء « قباء » در انتظار ورود كاروان على عليه السّلام درنگ فرمود و در آن فرصت مسجد « قباء » را بنا كرد كه در مورد آن آياتى نازل گرديد :
لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ
؛
هامش
( 1 ) . مناقب 1 / 184 .
( 2 ) . آل عمران / 191 - 195 .