تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اى رسول خدا ! سلمان از وضعيت لباس من در شگفت شد ، سوگند به كسى كه تو را به حق برگزيد ، پنج سال است زيرانداز من و على پوست گوسفندى است كه روزها روى آن به شترمان علف مىدهيم و شب‌هنگام روى آن مىخوابيم و بالش‌هايمان از پوست و داخل آن‌ها با ليف خرما پر شده است ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : سلمان ! دخترم فاطمه از ديگر زنان پيشى گرفته است . « 1 » 15 . از على بن حسين بن على عليهما السّلام روايت شده فرمود : روزى شخص نابينايى اجازه خواست خدمت فاطمه عليها السّلام برسد ، فاطمه خود را از او پنهان ساخت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به او فرمود : فاطمه جان ! او كه تو را نمىبيند ، چرا خود را از او پنهان كردى ؟ عرضه داشت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ! اگر او مرا نمىبيند من او را مىبينم و بوى زن را استشمام مىكند ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : گواهى مىدهم كه تو پارهء تن من هستى . « 2 » 16 . يزيد بن سنان ، از حسن بن على واسطى ، از بشير بن ميمون واسطى ، از عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب روايت كرده كه گفت : مادرم فاطمه دخت امام حسين عليه السّلام از فاطمهء زهرا عليها السّلام دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم برايم نقل كرد و گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى امام حسن و امام حسين معوذّتين مىنوشت ( آن‌ها را در پناه خدا قرار مىداد ) و همانند سوره‌اى كه از قرآن بدان‌ها مىآموخت ، اين كلمات را به آن‌ها ياد مىداد و مىفرمود : از شرّ هر شيطان و حشره ، و از شر هر چشم بدخواه و حسود به كلمات تامهء الهى پناه مىجويم . « 3 » 17 . از حضرت زهرا عليها السّلام روايت شده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شب‌هنگام وقتى بسترم را براى خواب گسترده بودم بر من وارد شد و فرمود : فاطمه جان ! تا چهار كار را انجام نداده‌اى به بستر خواب مرو . نخست : قرآن را ختم كرده
هامش
( 1 ) . عوالم المعارف 11 / 130 . ( 2 ) . ملحقات احقاق الحق 10 / 258 . ( 3 ) . الذرية الطاهره ، از ابن حماد انصارى دولابى : 149 چاپ جامعهء مدرسين قم .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 289 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى