اى رسول خدا ! سلمان از وضعيت لباس من در شگفت شد ، سوگند به كسى كه تو را به حق برگزيد ، پنج سال است زيرانداز من و على پوست گوسفندى است كه روزها روى آن به شترمان علف مىدهيم و شبهنگام روى آن مىخوابيم و بالشهايمان از پوست و داخل آنها با ليف خرما پر شده است ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : سلمان ! دخترم فاطمه از ديگر زنان پيشى گرفته است . « 1 »
15 . از على بن حسين بن على عليهما السّلام روايت شده فرمود :
روزى شخص نابينايى اجازه خواست خدمت فاطمه عليها السّلام برسد ، فاطمه خود را از او پنهان ساخت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به او فرمود : فاطمه جان ! او كه تو را نمىبيند ، چرا خود را از او پنهان كردى ؟ عرضه داشت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ! اگر او مرا نمىبيند من او را مىبينم و بوى زن را استشمام مىكند ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : گواهى مىدهم كه تو پارهء تن من هستى . « 2 »
16 . يزيد بن سنان ، از حسن بن على واسطى ، از بشير بن ميمون واسطى ، از عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب روايت كرده كه گفت : مادرم فاطمه دخت امام حسين عليه السّلام از فاطمهء زهرا عليها السّلام دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم برايم نقل كرد و گفت :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى امام حسن و امام حسين معوذّتين مىنوشت ( آنها را در پناه خدا قرار مىداد ) و همانند سورهاى كه از قرآن بدانها مىآموخت ، اين كلمات را به آنها ياد مىداد و مىفرمود : از شرّ هر شيطان و حشره ، و از شر هر چشم بدخواه و حسود به كلمات تامهء الهى پناه مىجويم . « 3 »
17 . از حضرت زهرا عليها السّلام روايت شده كه فرمود :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شبهنگام وقتى بسترم را براى خواب گسترده بودم بر من وارد شد و فرمود : فاطمه جان ! تا چهار كار را انجام ندادهاى به بستر خواب مرو . نخست : قرآن را ختم كرده
هامش
( 1 ) . عوالم المعارف 11 / 130 .
( 2 ) . ملحقات احقاق الحق 10 / 258 .
( 3 ) . الذرية الطاهره ، از ابن حماد انصارى دولابى : 149 چاپ جامعهء مدرسين قم .