تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
مىسازد ، فاطمه اظهار مىدارد : عرضه داشتم : اى رسول خدا كدام لحظات ؟ فرمود : زمانىكه نيمى از قرص خورشيد غروب كند ، راوى مىگويد : از آن پس فاطمهء زهرا عليها السّلام به غلام خود مىفرمود : به بام خانه بالا برو هرگاه ديدى نيمى از قرص خورشيد غروب كرده مرا خبر كن تا دعا كنم . « 1 » 6 . ابن حماد انصارى دولابى متوفّاى 310 مىگويد : ابو جعفر محمد بن عوف بن سفيان طائى حمّصىّ ، از موسى بن ايّوب نصيبى ، از محمد بن شعيب ، از صدقه ، آزاد شدهء عبد الرحمان بن وليد ، از محمد بن على بن حسين روايت كرده گفت : به اتفاق جدّم حسين بن على عليه السّلام به مزرعه‌اش مىرفتيم در مسير راه نعمان بشير سوار بر استرش به ما رسيد و از مركب پياده شد و به حسين عليه السّلام عرض كرد : ابا عبد اللّه ! شما سوار شويد . امام عليه السّلام نپذيرفت ، نعمان همواره او را سوگند مىداد تا اين‌كه امام عليه السّلام فرمود : مرا به كارى كه تمايل ندارم وامىدارى ، اينك حديثى را كه مادرم فاطمه برايم نقل كرده براى تو يادآور مىشوم ، فاطمه نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : هر فردى به نشستن بر پشت چهارپا و بستر خوابش و نمازگزاران در خانه‌اش سزاوارتر است مگر اين‌كه امام جماعتى باشد كه مردم از او درخواست اقامهء نماز جماعت كنند . بنابراين ، شما جلو مركبت سوار شو و مرا پشت سر خود سوار كن . نعمان عرضه داشت : فاطمه عليها السّلام راست فرموده ولى زمانىكه پدرم در قيد حيات بود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم برايم روايت كرد كه حضرت در اين خصوص فرمود : مگر اين‌كه صاحب مركب اجازه دهد ، وقتى نعمان اين حديث را براى امام عليه السّلام نقل كرد ، حضرت جلو مركب و نعمان پشت سر او سوار شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . دلائل الامامه / 5 . ( 2 ) . فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى 301 به نقل از دولابى .