وصيّت كرد : پسر عمو ! از آن زمان كه با من زندگى كردهاى آيا به تو دروغ گفته و يا خيانت ورزيده و يا از فرمانت سر برتافتهام ؟ على عليه السّلام فرمود : زهرا جان ! از گفتن چنين سخنانى به خدا پناه مىبرم ، تو به عظمت خدا آگاهتر ، و نيكوكارتر و تقواپيشهتر و بزرگوارتر از آن بودى كه چنين سخنانى دربارهات گفته شود ، تو بيش از همه از خدا بيم داشتى ، به خدا سوگند ! يك بار ديگر مصيبت جانكاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم برايم تكرار شد ، رحلت و از دست دادن تو ، فوق العاده برايم سنگين است ، همه از خداييم و به سوى خدا بازمىگرديم . « 1 »
از ابو سعيد خدرى نقل شده گفت : على بن ابى طالب عليه السّلام روزى گرسنه بود نزد فاطمه آمد و به دو فرمود : فاطمه جان ! چيزى در خانه دارى تا رفع گرسنگى كنم ؟
عرض كرد : خير ، سوگند به آن كسى كه پدرم را به پيامبرى و تو را به وصايت و جانشينى وى كرامت بخشيد امروز چيزى براى خوردن در اختيار ندارم و از دو روز پيش خوراكى نداشتيم مگر همان مقدارى كه شما را بر خود و فرزندانم حسن و حسين ترجيح دادم .
على عليه السّلام فرمود : فاطمه جان ! چرا مرا در جريان قرار ندادى برايتان چيزى تهيه كنم ؟
حضرت زهرا عليها السّلام عرضه داشت : اى ابو الحسن ! من از خداى خود شرم دارم تو را بر تهيهء چيزى كه قادر بر آن نيستى مجبور كنم . « 2 »
اين زن و مرد نمونهء اسلام ، بدينگونه گذران زندگى كردند ، آنان وظايف خود را انجام دادند و برجستهترين الگوى اخلاق اسلامى را ارائه دادند ، چرا اينگونه نباشد ؟ در صورتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در شب عروسى آن دو ، به على عليه السّلام فرمود : على جان ! همسرت ، بهترين همسر است و به فاطمه عليها السّلام فرمود : فاطمه جان ! شوهرت بهترين شوهر است « 3 » و فرمود :
هامش
( 1 ) . روضة الواعظين 1 / 151 .
( 2 ) . بحار الأنوار : 43 / 59 .
( 3 ) . همان 43 / 117 ، 132 .