تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
دستاس گردانيد كه دستانش تاول زد و متورّم شد و به‌قدرى خانه را جاروب زد كه لباس‌هايش پر از گرد و غبار شد ، و آن‌قدر آتش زير ديگ برافروخت كه لباس‌هايش از دود تيره شد ، و در اين خصوص آسيب فراوانى ديد ، به او گفتم : خدمت پدر بزرگوارت برو و از او بخواه خدمتكارى در اختيارت قرار دهد تا سختى انجام اين امور را از دوش تو بردارد ، وى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رهسپار شد ، ملاحظه كرد عدّه‌اى با حضرت مشغول سخن گفتن‌اند ، شرم كرد و به خانه بازگشت . على عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پى برد كه فاطمه براى انجام كارى نزدش آمده بود ، امام فرمود : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم صبح زود روز بعد به خانهء ما آمد كه هنوز در بستر بوديم و فرمود : سلام عليكم من پاسخ دادم : و عليك السلام اى رسول خدا ! بفرماييد داخل ، به مجرد اين‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزد ما نشست فرمود : فاطمه جان ! ديروز نزد من چكار داشتى ؟ امام عليه السّلام فرمود : ترسيدم اگر زهرا به پدر پاسخ ندهد ، حضرت به‌پا خاسته و برود . بدين‌سان على عليه السّلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را در جريان كار فاطمه قرار داد : عرضه داشتم : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم من ماجرا را به عرض شما مىرسانم ، فاطمه به اندازه‌اى مشك آب بر دوش كشيد كه جاى بند آن سينه‌اش را آزرده و آن‌قدر آسيا گردانده كه دستانش تاول زده و متورّم شده است ، و به قدرى خانه را جاروب زده كه لباسش پر از گرد و غبار گشته ، و در اثر آتش برافروختن زير ديگ ، رنگ لباس‌هايش از دود ، تيره شده ، من به او پيشنهاد كردم : خوب است نزد پدر بزرگوارت به روى و از او بخواهى خدمتكارى در اختيار تو قرار دهد تا از آسيب‌هايى كه بر تو وارد مىشود ، بكاهد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در پاسخ فرمود : آيا دوست داريد چيزى كه به مراتب از خادم بهتر است به شما بياموزم ؟ هنگام خواب ، سى و سه بار سبحان اللّه و