گذشتههاى نهچندان دور باهم دشمن بودند و بر يكديگر فخر و مباهات مىكردند و در نادانى و كفر بهسر مىبردند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم همهء همسران خود و دخت گرامىاش فاطمهء زهرا عليها السّلام را با خود همراه برد و همسر او على بن ابى طالب عليه السّلام را به مأموريتى اعزام نمود و ابو دجانهء انصارى را بر مدينه گمارد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در ذو الحليفه با دو قطعه پارچهء سفيد احرام بست و هنگام احرام چنين گفت :
« لبيك اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك ، إن الحمد و النعمة لك و الملك ، لا شريك لك لبيك . »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چهارم ذى حجه به شهر مكه نزديك شد و تلبيه ( لبيك گفتن ) را قطع كرد . سپس درحالىكه حمد و ثناى خدا را فراوان به جا مىآورد وارد مسجد الحرام شد و حجر را استلام كرد و هفت دور طواف نمود و در مقام ابراهيم دو ركعت نماز خواند و آنگاه سعى بين صفا و مروه انجام داد و سپس رو به حاجيان كرد و فرمود : « كسانى كه قربانى با خود نياوردهاند مىتوانند از احرام خارج شوند و حجشان را به عمره تبديل كنند و آنان كه قربانى آوردهاند بر احرام خود باقى بمانند . »
بعضى از مسلمانان با اين پندار كه آنان نيز بايد مانند رهبرشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم همچنان محرم باشند ، با فرمان آن بزرگوار مخالفت كردند . پيامبر از اين كار به خشم آمد و فرمود : « اگر قربانى به همراه نياورده بودم ، خود نيز همانگونه كه به شما دستور دادم عمل مىكردم . « 1 » »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 21 / 319 .