و حيرتزده پيامبر و مسلمانان را كه به مناسك خويش مىپرداختند ، نظارهگر بودند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم سوار بر شتر خود ، كه مهارش را عبد اللّه بن رواحه به دست داشت ، اطراف كعبه طواف كرد و فرمان داد ، مسلمانان با صداى بلند اين شعار را سردهند « لا إله الا الله وحده ، صدق وعده و نصر عبده و أعزّ جنده و هزم الاحزاب وحده . »
صداى آنان در مكّه و درّههاى اطراف آن طنين انداخت و دلهاى مشركان از بيم و وحشت ، به لرزه افتاد و از مشاهدهء جلوههاى نصرت الهى در مورد پيامبرى كه هفت سال پيش ، از ديار آنان آواره گرديد ، خشم و كينه ، وجودشان را فراگرفت .
بدينگونه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مسلمانان اعمال عمره را انجام دادند و قريش به توان و قدرت اسلام و مسلمانان يقين حاصل كردند و اطمينان يافتند كسانى كه به اطلاع آنان رسانده بودند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و همراهانش با هجرت به مدينه ، در تنگناى سختى قرار دارند ، دروغ گفتهاند .
بلال بر بام كعبه بالا رفت و در حالتى روحانى و روحافزا كه سران كافر قريش را به خشم آورد ، براى گذراندن نماز ظهر نداى توحيدى اذان سرداد . . .
آنروز در حقيقت مكّه در اختيار مسلمانان قرار داشت .
مهاجران به اتفاق برادران انصار خود در شهر پراكنده شدند تا خانه و كاشانهاى را كه براى رضاى خدا ترك گفته بودند ، از نزديك ببينند و پس از جدايى طولانى از خانوادهها و بستگان خويش ، با آنان ديدار كنند .
مسلمانان سه روز در مكّه بهسر بردند و سپس طبق مواد قراردادى كه ميان آنان و قريش برقرار شده بود آن شهر را ترك گفتند . قريش از بيم اينكه مبادا
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٢٥