آنگاه كه زهراى مرضيه عليها السّلام در خانهء نبوت به كمال رسيد و از سرچشمهء زلال نبوت و آب خوشگوار رسالت سيراب گشت ، بزرگان صاحب فضيلت قريش كه قبل از ديگران به اسلام گرويده بودند و از ارج و احترام و مال و دارايى فراوانى برخوردار بودند ، نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمده از زهراى اطهر عليها السّلام خواستگارى كردند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با حكمت خود بدانان پاسخ مناسبى مىداد و مىفرمود : « من در اين قضيه در انتظار قضا و قدر الهى هستم . » و يا مىفرمود :
منتظر فرمان الهىام . » « 1 »
زمانى كه على بن ابى طالب عليه السّلام به خواستگارى فاطمهء زهرا عليها السّلام آمد ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم شادمان گشت و به او فرمود :
اى على ! به تو مژده مىدهم خداى عزّ و جلّ قبل از اينكه من در زمين زهرا را به ازدواج تو درآورم ، او را در آسمان به ازدواج تو درآورده است ، لحظاتى قبل از آمدنت جبرئيل بر من نازل شد و گفت : اى محمد ! خداى عزّ و جلّ نظرى به زمين افكند و تو را از ميان آفريدگانش گزينش كرد و به رسالت خود برانگيخت ، در نظرى كه بار دوم به زمين نمود ، از آن براى تو برادر و وزير و رفيق و همدم و دامادى برگزيد و دخترت فاطمه را به ازدواج او درآورد ، فرشتگان آسمان بدين مناسبت جشن بهپا كردهاند . اى محمد ! خداى عزّ و جلّ به من فرمان داده كه به تو دستور دهم فاطمه را در زمين به ازدواج على درآورى و آن دو را در دنيا و آخرت به وجود دو پسر پاكسرشت و نجيب و پيراسته ، نكوكار و والامقام مژده دهى . « 2 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در حضور جمعى از مهاجر و انصار صيغهء عقد ازدواج را با مهريهاى اندك اجرا كرد تا آن را سرمشقى براى پيروى امت قرار دهد و
هامش
( 1 ) . حياة النبى و سيرته 1 / 309 به نقل از المنتقى ، تأليف كازرونى يمانى .
( 2 ) . كشف الغمه 1 / 356 - 358 .