دارد .
49 - ذريح بن محمّد بن يزيد محاربى گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود :
ما وارثان پيامبران هستيم ، آنگاه فرمود : پيامبر خدا ( ص ) على ( ع ) را با پارچه اى پوشانيد و سپس هزار كلمه به او آموخت كه از هر كلمه اى هزار كلمهء ديگر گشوده مىشد .
50 - ابو حمزهء ثمالى از امام سجّاد ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : پيامبر خدا ( ص ) هزار كلمه به على ( ع ) آموخت كه از هر كلمه اى از آن هزار كلمهء ديگر و از هزار كلمه ، از هر كدامش هزار كلمهء ديگر گشوده مىشود .
51 - اصبغ بن نباته گويد : از على ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : پيامبر خدا ( ص ) به من هزار حديث فرمود كه از هر حديثى هزار باب ديگر دريافت مىشود .
52 - بكر بن حبيب از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : پيامبر خدا ( ص ) در همان بيمارى كه جان سپرد ، فرمود : دوستم را نزد من فراخوانيد ! عايشه و حفصه كسى را نزد پدرشان فرستادند ، وقتى آمدند پيامبر خدا ( ص ) صورت و سر مباركش را پوشانيد ، چون بازگشتند سر خود را بيرون آورد و فرمود : دوستم را نزد من فراخوانيد ، دوباره حفصه كسى را نزد پدرش و عايشه نيز كسى را نزد پدرش فرستاد و آمدند ، چون آمدند ، پيامبر ( ص ) صورت مباركش را پوشانيد ، آنان بازگشته و گفتند :
گمان نمىكنيم پيامبر خدا ( ص ) ما را خواسته باشد ، دخترانشان گفتند : آرى ، او فقط گفت : دوستم يا حبيبم را نزد من فراخوانيد ما اميد داشتيم كه مقصودش شما باشيد ، پس امير مؤمنان على ( ع ) آمد ، و پيامبر ( ص ) او را در آغوش كشيد ، و سر به گوشش گذاشته و هزار حديث به او گفت ؛ كه هر حديثى هزار باب داشت .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 509
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٠٩