دو در ضمن حديث مفصّل فرمود : امّا اين كه گفتيد چرا شما را به هنگام تجهيز پيامبر ( ص ) حاضر نكردم ؟ چون آن حضرت فرمود : كسى جز تو عورت مرا نمىبيند ، مگر آن كه چشمش كور مىشود و به همين جهت شما را خبر نكردم ، و اما اين كه سر به گوش آن حضرت گذاشتم ، به خاطر اين بود به من هزار حرف آموخت كه هر حرفى هزار حرف ديگر را مىگشود و من راز پيامبر خدا ( ص ) را شما فاش نمىكنم .
41 - ابو بكر محمد بن حضرمى از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : به راستى كه پيامبر خدا ( ص ) هزار حرف به على ( ع ) آموخت كه هر حرفى هزار حرف ديگر را مىگشود و آن هزار حرف هر حرف از آن هزار حرف ديگر را مىگشود .
42 - ابو بصير از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : در آويزهء شمشير پيامبر خدا ( ص ) كتابچهء كوچكى بود ، من به امام صادق ( ع ) عرض كردم : در آن كتابچهء كوچك چه چيزى نوشته شده بود ؟ فرمود : حرفهايى كه از يك حرف از آنها هزار حرف ديگر گشوده مىشود . ابو بصير مىگويد : امام صادق ( ع ) فرمود : تاكنون جز دو حرف از آنها براى مردم بيرون نيامده است .
43 - ابان بن تغلب از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : به زودى در همين مسجد شما يعنى مسجد الحرام مكَّه سيصد و سيزده تن خواهند آمد كه اهل مكه خواهند دانست كه پدران و نياكان آنها متولَّد آن شهر نيستند . آنان شمشيرهايى دارند كه بر هر شمشيرى كلمه اى نقش بسته كه از آن هزار كلمه گشوده شود ، بادى مىوزد و در هر بيابانى فرياد مىزند كه : اين مهدى ( ع ) است ، ( كه ظهور كرده ) و همچون آل داود بدون آن كه گواهى خواهد ، داورى مىكند .
44 - عبد الحميد بن ابو ديلم از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : پيامبر
الخصال ( فارسي ) — صفحة 505
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٠٥