دهند ، خداوند آنها را پاسخ مىدهد .
كسى كه روايت كرده كه براى خداوند متعال دوازده هزار جهان است
14 - عبد الخالق از يكى از راويانش از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : به راستى كه براى خداوند متعال دوازده هزار جهان است ، كه هر جهانى از آنها از آسمانهاى هفتگانه و زمين هفتگانه بزرگتر است و هيچ جهانى از آنها نمىداند كه جهانى جز آن هم هست و من بر همهء آنها جهانها حجّتم .
اصحاب پيامبر خدا ( ص ) دوازده هزار تن بودند
15 - هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : اصحاب پيامبر خدا ( ص ) دوازده هزار نفر بودند كه هشت هزار آنها از شهر مدينه و دو هزار از شهر مكه و دو هزار از آزادشدگان بودند ، در ميان آنان نه يك نفر جبرى ، نه مرجئى ، نه حرورى ، نه معتزلى و نه عامل به قياس و رأى بود . آنان شبانه روز گريه كرده و مىگفتند : ( خدايا ! ) پيش از آنكه نان بيات بخوريم جان ما را بگير . ( آنان مشتاق ملاقات پروردگار خود بودند . )
نورى كه پيش از آفرينش آدم ، در پيشگاه خداوند بود
16 - محمد بن عبد الله از پدرانش از پيامبر خدا ( ص ) نقل مىكند كه فرمود : چهار هزار سال پيش از آن كه خداوند متعال آدم را بيافريند ، من و على در پيشگاه خداوند يك نور بوديم ، هنگامى كه خداوند آدم را آفريد ، اين نور به صلب آدم راه يافت و پيوسته خداوند متعال اين نور را از صلبى به صلبى ديگر منتقل مىكرد ، تا آن كه در صلب عبد المطَّلب استقرار يافت . آنگاه از صلب عبد المطَّلب بيرون آورده و به دو بخش تقسيمش كرد . پس بخشى در صلب عبد الله و بخشى ديگر در صلب ابو طالب قرار داد . پس على از من و من از على هستم ، گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است . پس هر كس مرا دوست بدارد ؛ به دوستى من او را نيز دوست مىدارد و هر كس او را دشمن بدارد ، به دشمنى من او را دشمن مىدارد .
آنچه بيست و دو هزار سال پيش از آفرينش آدم در شانه فرشتهء محمود نوشته شده بود
17 - على بن جعفر گويد : از امام كاظم ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : در آن هنگام كه پيامبر خدا ( ص ) نشسته بود ، ناگاه فرشته اى وارد شد ، او بيست و چهار چهره داشت ،