فرمود : دو تن از يهوديان خيبر كه تورات گشوده اى در دست داشتند براى ديدار پيامبر ( ص ) آمدند . ديدند پيامبر ( ص ) از دنيا رفته است . پس نزد ابو بكر آمده و گفتند :
ما آمديم تا از پيامبر ( ص ) پرسشهايى بكنيم . ديديم او از دنيا رفته است . ابو بكر گفت :
پرسش شما چيست ؟ گفتند : ما را از يك ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش ، هفت ، هشت ، نه ، ده ، بيست ، سى ، چهل ، پنجاه ، شصت ، هفتاد ، هشتاد ، نود و صد آگاه كن . ابو بكر گفت :
من در اين مورد چيزى نمىدانم . نزد على بن ابى طالب برويد . راوى گويد : آن دو خدمت على ( ع ) شرفياب شده و قصه را از اول تا آخرش بازگو كرده ، آنان تورات گشاده را نيز در دست داشتند . امير مؤمنان على ( ع ) به آن دو فرمود : اگر پاسخ پرسشهايتان را آن گونه كه مىدانيد بگويم ، اسلام را مىپذيريد ؟ گفتند : آرى . حضرت فرمود : يك همان خداى يكتاست كه شريكى ندارد . و دو همان گفتار خداى متعال است كه : « دو معبود براى خود برنگزينند كه او همان معبود يكتاست » . و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت همان فرمايش خداوند در كتابش در مورد اصحاب كهف است كه : « به زودى گويند كه آنان سه نفر بودند كه چهارمى آنان سگ آنان بود و مىگويند پنج نفر بودند كه ششمين آنان سگشان بود ، اين سخن را از روى غيبگويى مىگويند .
و مىگويند هفت تن بودند كه هشتمى آنان سگشان بود » . و نه همان گفتار خداى متعال در كتابش است كه : « و در شهر ، نه طايفه بودند كه در زمين فساد مىكردند و اصلاح نمىكردند » . و ده ، همان فرمايش خداى متعال است كه : « اين ده روز تمام است » . و بيست همان فرمايش خداى متعال است كه : « اگر بيست نفر از شما پايدار باشد بر دويست نفر پيروز مىشوند » . و سى و چهل همان گفتار خداى متعال در كتابش است كه : « ما با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر به پايان برديم . پس وعده گاه پروردگارش چهل شب شد » . و پنجاه همان سخن خداى متعال است كه : « در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است » . و شصت همان گفتار خداوند در كتابش است كه : « هر كس توانايى ( روزه ) ندارد پس شصت مسكين را اطعام كند » . و هفتاد همان گفتار خداوند در كتابش است كه : « موسى از ميان قومش براى وعده گاه ما هفتاد تن برگزيد » . و هشتاد همان گفتار خداوند است كه : « و آنان كه زنان شوهر دار را متّهم به زنا مىكنند و چهار نفر گواه بر ادعاى خود ندارند پس هشتاد تازيانه به آنان بزنيد » . و نود همان سخن خداى متعال در كتابش است كه : « اين برادر من است كه نود و نه گوسفند دارد » . و صد همان فرمايش خداى متعال در كتابش است كه : « به هر كدام از زن و مرد زناكار صد تازيانه بزنيد » . راوى مىگويد : پس هر دو يهودى به دست مبارك امير مؤمنين
الخصال ( فارسي ) — صفحة 423
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٢٣