من عرض كردم به قربانت گردم : ما جز آنچه شما بر ما بشناسانى ، چيزى نمىشناسيم .
امام صادق ( ع ) فرمود : به راستى كه خداوند متعال عقل را آفريد و آن نخستين آفريده اى است كه آن را از روحانيين از سمت راست عرش از نور خودش آفريد .
آنگاه به او فرمود : روى به من آور ، او نيز روى آورد . سپس به او فرمود : روى از من بگردان ، او نيز روى بگردانيد . خداوند متعال فرمود : تو را آفريدهء بزرگى آفريدم و تو را بر همهء آفريدگانم گرامى داشتم . حضرت فرمود : آنگاه خداوند متعال نادانى را از درياى تلخ و تاريك آفريد و به دو فرمود : روى از من گردان و او روى گرداند . آنگاه به او فرمود :
به من روى آور ، او روى نياورد . خداوند به او فرمود : تكبر ورزيدى ! پس او را لعن كرد .
آنگاه براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد ، وقتى جهل و نادانى اين بزرگداشت از طرف خدا را نسبت به عقل ديد ، و لشكرى كه در اختيار او قرار داد ديد ، كينهء او را به دل گرفت . پس نادانى گفت : اى پروردگار من ! اين آفريده اى همچون من است او را آفريده و گرامى داشتى و به دو نيرو بخشيدى در حالى كه من ضدّ او هستم ، نيرويى در برابر او ندارم ، به من نيز لشكرى مانند لشكر او عطا كن ! خداوند فرمود : آرى عطا مىكنم ، پس اگر پس از اين از من نافرمانى كنى تو و لشكرت را از رحمت خويش بيرون مىكنم . نادانى گفت : من راضى شدم . از اين رو خداوند هفتاد و پنج لشكر به او عطا فرمود . هفتاد و پنج لشكرى كه خداوند به عقل عطا فرمود عبارتند از : خير ، كه وزير عقل است و شرّ را ضدّ آن قرار داد كه وزير نادانى است ؟ ايمان كه ضدّش كفر است ، تصديق كه ضدّش انكار است ، اميد كه ضدّش نااميدى است ، عدل كه ضدّش ستم است ، خشنودى كه ضدّش سخط و ناخرسندى است ، سپاس كه ضدّش كفران است ، طمع كه ضدّش يأس است ، توكَّل كه ضدّش حرص است ، مهربانى كه ضدّش فريب است ، مهرورزى كه ضدّش غضب است ، دانايى كه ضدّش نادانى است ، فهم كه ضدّش حماقت است ، پاكدامنى كه ضدّش پرده درى است ، زهد كه ضدّش ميل و رغبت به دنياست ، دلسوزى كه ضدّش خشونت است ، ترس ( از خدا ) كه ضدّش جرأت به اوست ، فروتنى كه ضدّش تكبر است ، آرامى كه ضدّش شتابزدگى است ، بردبارى كه ضدّش سفاهت است ، خاموشى كه ضدّش ياوه گويى است ، فرمان برى كه ضدّش استكبار است ، تسليم بودن كه ضدّش جبّارى كردن است ، عفو كه ضدّش كينه است ، دلسوزى كه ضدّش سنگدلى است ، يقين كه ضدّش ترديد است ، شكيبايى كه ضدّش بىتابى است ، گذشت كه ضدّش انتقامجويى است ، ثروت كه ضدّش فقر است ، انديشه كه ضدّش سهو است ، حفظ كه ضدّش فراموشى است ، پيوند كه ضدّش قطع و بريدن است ، قناعت كه ضدّش طمع است ، همكارى و مواسات كه ضدّش دريغ داشتن است ، دوستى كه ضدّش دشمنى است ، وفا كه ضدّش بىوفايى است ، اطاعت كه ضدّش سرپيچى است ، فروتنى كه ضدّش گردنكشى است ، سلامتى
الخصال ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٠٧