تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
خدا سوگند ! نه . فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در مورد او فرموده باشد : « هيچ مسلمانى نيست كه مهر من در دلش جاى گرفته باشد مگر اين كه خداوند گناهان او را بپوشاند و هر كه مهر من در دلش جاى گيرد بىترديد مهر تو نيز به دل او رسيده و دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد مرا دوست مىدارد ولى با تو دشمنى مىورزد » . گفتند : به خدا سوگند ! نه . فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در مورد او فرموده باشد : هر وقت كه من غايب باشم تو جانشين من در ميان خانواده ، فرزندان ، و مسلمانان هستى . دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست . و دوست تو دوست من و دوست من ، دوست خداست . « گفتند : به خدا سوگند ! نه . فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در مورد او فرموده باشد : « كسى كه به تو مهر ورزد و ولايت تو را داشته باشد رحمت ( الهى ) او را از پيش فرا گيرد و هر كه با تو دشمنى ورزد و به ستيزه برخيزد لعنت ( الهى ) او را از پيش فرا گرفته است » . در اين هنگام عايشه گفت : اى پيامبر خدا ! در مورد من و پدرم خدا را بخوان تا از كسانى كه با او دشمنى ورزيده و به ستيز برخيزد نباشيم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : ساكت باش ! اگر تو و پدرت از كسانى باشيد كه ولايت او را پذيرفته و او را دوست مىدارند بىترديد رحمت الهى از پيش شما را فرا گرفته و اگر شما از كسانى باشيد كه با او دشمنى كرده و به ستيز برخيزيد ، بىترديد لعنت الهى از پيش شما را فرا گرفته است ، به طور حتم تو و پدرت در حالى در نزد من خواهيد آمد كه پدرت نخستين كسى است كه در حق او ستم نموده و تو نخستين كسى هستى كه با او جنگ نموده باشى » . گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در مورد او فرموده باشد آنچه كه در مورد من فرموده كه : « اى على ! تو در دنيا و آخرت برادر من و من برادر تو هستم ، خانهء تو در بهشت همان گونه كه برادران رو به روى هم مىنشينند رو به روى خانهء من است » . گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در مورد او فرموده باشد : « اى على ! به راستى كه خداوند تو را به كارى مخصوص كرده و آن را به تو ارزانى داشته است كه هيچ عملى در پيشگاه خداوند از آن محبوبتر و برتر نيست و آن زهد در دنياست كه نه تو مىتوانى از دنيا چيزى بدست بياورى و نه دنيا مىتواند چيزى از تو بدست آورد . و همين ويژگى در روز رستاخيز در پيشگاه خداوند متعال زينت نيكان خواهد بود ، پس خوشا به حال كسى كه به تو مهر ورزيده و تو را تصديق كند و واى بر كسى كه با تو دشمنى نموده و تو را تكذيب كند » ؟ گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) او را براى آوردن آب فرستاده باشد آنسان كه مرا فرستاد ، من رفتم تا اين كه مشك آب را به پشت گرفته و به راه افتادم ، پس بادى از پيش روى وزيد و مرا بازگردانيد تا اين كه بر زمين نشاند ، آنگاه برخاستم باز بادى از رو به روى وزيد و مرا بازگردانده و بر زمين نشاند . سپس من برخاستم و به حضور پيامبر خدا ( ص ) شرفياب شدم . حضرتش به من فرمود : چرا دير كردى ؟ من سرگذشت