تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

بابهاى خصلتهاى نوزده گانه

نوزده حرف براى خوانندهء آن فرجى از آفات است

1 - سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : على بن ابى طالب ( ع ) نزد پيامبر ( ص ) آمد و از وى چيزى خواست ، پيامبر ( ص ) به او فرمود : يا على ! سوگند به كسى كه مرا به حق به پيامبرى مبعوث كرد كه چيزى از كم و زياد نزد من نيست ، ولى تو را چيزى ياد مىدهم كه دوستم جبرئيل آن را به من آورده و گفته است : يا محمّد ، اين هديه اى از جانب خدا بر توست و خداوند تو را با آن گرامى داشته و به هيچ يك از پيامبران پيش از تو آن را عطا نكرده است ، و آن نوزده حرف است كه هيچ مصيبت زده و غمگينى آن را نمىخواند و براى سرقت و آتشسوزى ( خوانده نمىشود ) و هيچ بنده اى كه از سلطان مىترسد آن را نمىگويد ، مگر اينكه خداوند فرجى به او مىدهد ( حاجت او را برآورده مىسازد ) و آن نوزده حرف است كه چهار حرف آن به پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى ميكائيل نوشته شده و چهار حرف آن اطراف عرش نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى جبرئيل نوشته شده و سه حرف آن آنجا كه خدا خواسته است . على بن ابى طالب ( ع ) گفت : چگونه با آنها دعا كنيم يا رسول الله ؟ فرمود : بگو « اى تكيه گاه كسى كه تكيه گاه ندارد و اى ذخيرهء كسى كه ذخيره ندارد و اى سند كسى كه سند ندارد ، و اى پناهگاه كسى كه پناهگاه ندارد ، و اى كه در بخشش كريمى ، و اى كه در امتحان نيكويى ، و اى كسى كه در اميدوارى بزرگى ، و اى ياور ضعيفان ، و اى نجات دهندهء غرقشدگان ، و اى نجات دهندهء هلاكشوندگان اى نيكوكار ، و اى زيبايى بخش و اى نعمت دهنده و اى بخشنده ، تويى كه سياهى شب و نور روز و روشنا ماه و شعاع آفتاب و صداى آب و نالهء درخت بر تو سجده مىكند ، اى الله اى الله اى الله ، تو يگانه اى و شريكى بر تو نيست » . سپس مىگويى : « براى من چنين و چنان كن » ، از جاى خود برنخيزى مگر اينكه به خواست خدا دعاى تو مستجاب مىشود . احمد بن عبد الله گفت : ابو صالح مىگفت : اين دعا را به سفيهان ياد ندهيد .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 275 | الشيخ الصدوق