خدا ( ص ) آنها را براى من شرح بده ، كه خداوند تو را از شرّ آنان حفظ كند . فرمود : كسى كه عضو زايدى در خلقت دارد ، كسى از مردم را كه عضو زايدى در خلقت دارد نمىبينى مگر اينكه دشمن ما هستند و او را دوست ما نمىيابى . و كسى از مردان كه در خلقت او نقصى باشد ، كسى را نمىبينى كه ناقص الخلقه باشد مگر اينكه در دل او كينه اى براى ما مىيابى . و كسى كه چشم راستش به طور مادرزادى كور باشد ، كسى از آفريدههاى خدا را نمىيابى كه نابيناى مادرزادى باشد مگر اينكه در حال جنگ با ما و صلح با دشمنان ماست . و پيرمرد سياه مو ، كسى از آفريدههاى خدا را نمىبينى كه سياه مو باشد - و او كسى است كه عمر طولانى كرده ولى مويش سفيد نشده و ريش او را مانند زير گلوى زاغ مىبينى - مگر اينكه دشمن ما و دوست دشمن ماست . و مردان بسيار سياه رنگ كه هيچ كدام از آنان را نمىبينى مگر اينكه به ما دشنام مىدهند و دشمنان ما را ستايش مىكنند . و مردان كچل كه مرد كچلى نمىبينى مگر اينكه او را نسبت به ما عيبجو و سخنچين مىيابى . و مردان زاغ چشم ، هيچ كدام از آنان را - كه زياد هم هستند - نمىبينى مگر اينكه با ما يك چهره و در غياب ما چهره اى ديگر دارند و براى ما بدىها را مىخواهند .
و مردان ولد الزّنا كه با هيچ يك از آنان ملاقات نمىكنى مگر اينكه او را دشمن ما و گمراه كنندهء آشكار مىيابى . و مردانى كه مرض پيسى دارند كه هيچ كدام از آنها را نمىبينى مگر اينكه او را در حالى مىيابى كه در كمين ما و دوستان ما نشستهاند تا به گمان خود ما را از راه راست گمراه سازند . و جذامى كه آنان اهل جهنّم هستند و به آن وارد خواهند شد . و كسانى كه ابنه هستند كه هيچ كدام از آنان را نمىبينى مگر اينكه هجو ما را مىسرايند و با ما دشمنى دارند .
و اهل شهرى كه سيستان نام دارد ، آنان براى ما اهل عداوت و دشنام دادن هستند و بدترين مردمند ، بر آنان عذابى چون عذاب فرعون و هامان و قارون باشد . و اهل شهرى كه رى ناميده مىشود ، آنان دشمنان خدا و دشمنان پيامبر او و دشمنان اهل بيت او هستند ، آنان جنگ با اهل بيت پيامبر خدا ( ص ) را جهاد مىدانند و مال آنان را غنيمت مىشمارند ، براى آنان است عذاب خواركننده در دنيا و آخرت و براى آنان است عذاب پايدار . و اهل شهرى كه موصل ناميده مىشود ، آنان بدترين مردم روزى زمين هستند . و اهل شهرى كه زوراء ناميده مىشود و در آخر الزّمان بنا خواهد شد ، آنان با خون ما طلب شفا مىكنند و با دشمنى با ما تقرّب مىجويند ، در دشمنى با ما با يك ديگر دوست مىشوند و جنگ با ما را واجب مىدانند و كشتن ما را حتمى مىشمارند ، اى پسر از اين گروهها حذر كن ، باز حذر كن ، دو نفر از اين گروهها با يكى از خاندان تو خلوت نمىكنند مگر اينكه قصد كشتن او را مىكنند . الفاظ اين حديث از اول تا آخر از روايت تميم است . ( در اين حديث پانزده گروه ذكر شده و لا بد يك گروه از ياد راوى رفته است . ضمنا توجه كنيم كه اولا اين روايت به سبب قرار گرفتن بكر بن عبد الله بن حبيب در سند آن ضعيف است و ثانيا ، در صورت صحّت بايد آن را حمل بر غالب و آن هم در زمان صدور حديث دانست و نبايد آن را به تمام زمانها و مكانها تعميم داد . )
الخصال ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٦٩