هستيم كه از جملهء آنهاست حسن ( ع ) و حسين ( ع ) سپس امامان از نسل حسين ( ع ) .
45 - سماعة بن مهران گفت : من و ابو بصير و محمد بن عمران غلام امام باقر ( ع ) در خانهء او بوديم كه محمد بن عمران گفت : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه فرمود : ما دوازده نفر الهامگيرنده هستيم ، ابو بصير گفت : به خدا سوگند كه آن را از امام صادق ( ع ) شنيدهام و يك يا دو بار او را سوگند داد و او سوگند خورد كه شنيده است ، پس ابو بصير گفت : ولى من آن را از امام باقر ( ع ) شنيدهام .
46 - تميم بن بهلول مىگويد : از عبد الله بن ابى الهذيل از امامت پرسيدم و اينكه امامت در چه كسى است و علامت كسى كه مقام امامت را دارد چيست ؟ گفت :
راهنماى اين امر و حجّت بر مؤمنان و قائم به امور مسلمانان و ناطق به قرآن و عالم به احكام ، همان برادر پيامبر خدا و جانشين او بر امتش و وصىّ او بر آنان و ولىّ اوست كه نسبت به او به منزلهء هارون از موسى بود و كسى كه پيروى از او به گفتهء خداوند :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر او و كسانى از شما را كه صاحبان امرند اطاعت كنيد » . واجب است و اوست كه به اين سخن خدا توصيف شده : « همانا ولىّ شما خداوند و پيامبرش و كسانى هستند كه نماز را بر پاى دارند و زكات را مىپردازند ، در حالى كه در ركوع هستند » . و اوست كه ولايت با اوست و در روز غدير خم امامت او اثبات شد با سخن پيامبر كه از جانب خدا بود : « آيا من به شما از خودتان اولىتر نيستم ؟ گفتند : آرى ، فرمود : « هر كس را كه من مولاى او هستم على ( ع ) نيز مولاى اوست ، خداوندا ، هر كس را كه على را دوست بدارد دوست بدار ، و هر كس را كه على را دشمن بدارد دشمن بدار ، و هر كس را كه على را يارى كند ، يارى كن ، و هر كس را كه على را خوار بدارد خوار كن . « يعنى على بن ابى طالب ( ع ) كه امير مؤمنان و پيشواى پرهيزكاران و رهبر پيشانى سفيدان و بهترين وصىها و نيكوترين همهء مردم پس از پيامبر خدا ( ص ) است و پس از وى حسن بن على سپس حسين بن على ، دو نوهء پيامبر و دو پسر بهترين همهء زنان ، سپس على بن الحسين ، سپس محمد بن على ، سپس جعفر بن محمد ، سپس موسى بن جعفر ، سپس على بن موسى ، سپس محمد بن على ، سپس على بن محمد ، سپس حسن بن على ، سپس پسر حسن كه تا امروز ( امامت آنها ) يكى پس از ديگرى ادامه دارد و آنان خاندان پيامبر و شناخته شدگان به وصايت و امامت هستند .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٢٥