تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
شنيدم كه مىفرمود : پس از من دوازده امير قيام خواهند كرد ، سپس سخنى گفت كه آن را نفهميدم ، از مردم پرسيدم ، گفتند كه فرمود : همهء آنان از قريش هستند . 37 - ابو عمر عامر شعبى از جابر نقل مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : كار امت من رو به راه خواهد بود تا دوازده خليفه بگذرند كه همگى از قريش هستند . 38 - سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسى نقل مىكند كه گفت : نزد پيامبر ( ص ) وارد شدم و حسين ( ع ) روى زانوان آن حضرت بود و از دو چشم و دهان وى مىبوسيد و مىفرمود : تو آقا پسر آقا هستى ، تو امام پسر امام هستى ، تو پدر امامان هستى ، تو حجت پسر حجت هستى ، تو پدر نه حجت از نسل خود هستى كه نهمين آنان ، قائم آنان خواهد بود . 39 - حسين بن زيد بن على از امام صادق ( ع ) و او از پدرانش از على ( ع ) نقل مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) سه بار فرمود : مژده باد ، مژده باد ! مژده باد ! همانا مثل امّت من مانند باران است كه معلوم نمىشود آغاز آن خوب است يا پايان آن ، همانا مثل امّت من مانند باغى است كه يك سال گروهى از آن مىخورند ، سپس يك سال گروهى ديگر از آن مىخورند ، شايد آخرين گروه آنان چون دريا گسترده تر و از نظر طول و شاخه عميقتر و از نظر چيدن ميوه بهتر باشند ، و چگونه اين امّت هلاك شود در حالى كه من نخستين آنها هستم و دوازده نفر نيكان و صاحبان خرد به اضافهء مسيح بن مريم آخرين آنهايند ولى در اين ميان آنها كه از هرج و مرج به وجود آمده‌اند هلاك خواهند شد ، آنان از من نيستند و من از آنها نيستم . 40 - صالح بن عقبه از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : چون ابو بكر هلاك شد و عمر در جاى او قرار گرفت عمر به مسجد برگشت و نشست ، مردى نزد او آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! من مردى از يهودم . دانشمند آنان هستم ، مىخواهم از تو چند