نباشد كه تو سير باشى و او گرسنه بماند و تو لباس بپوشى و او عريان باشد و تو سيراب شوى و او تشنه باشد ، حق ششم اينكه اگر تو همسر و خادمى دارى و برادرت ندارد خادم خود را بفرستى تا لباس او را بشويد و به او غذا تهيه كند و رختخواب او را پهن كند كه همهء اينها ميان تو و او قرار داده شده است . حق هفتم اينكه سوگند او را باور كنى و دعوت او را بپذيرى و در تشييع جنازهء او حاضر شوى و در بيماريش از او عيادت كنى و بدن خود را در راه بر طرف كردن نياز او به زحمت اندازى و او را محتاج اين نكنى كه از تو خواهشى بكند و به قضاى حوائج او شتاب كنى ، اگر اين كارها را كردى ولايت خود را به ولايت او و ولايت او را به ولايت خداوند پيوند زدى .
27 - مسعدة بن صدقهء ربعى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد كه از سوى خداوند بر او واجب شده و خدا از آنها بازخواست خواهد كرد : در چشم خود او را بزرگ ببيند ، محبت او را در سينه اش جاى دهد ، و با مال خود او را مراعات كند ، و آنچه را كه بر خود مىپسندد بر او نيز بپسندد ، و غيبت كردن او را حرام بداند ، و در بيمارى او از او عيادت كند ، و جنازهء او را تشييع كند ، و پس از مرگ او جز با نيكى از او ياد نكند .
كافر در هفت روده مىخورد
28 - مسعده از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : كافر در هفت روده مىخورد ( شايد منظور اين باشد كه كافر حريص بر دنياست و از هر راهى براى طلب آن وارد مىشود ) .
29 - محمد بن ابى عمير از يكى از اصحاب ما و او از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : مؤمن در يك روده و كافر در هفت روده مىخورد .
مؤمن كسى است كه در او هفت خصلت جمع شود
30 - احمد بن محمد و ديگران با سندهاى خود از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكنند كه فرمود : مؤمن كسى است كه كسب او پاكيزه و اخلاق او نيكو ، و باطن او سالم باشد و از فزونى مالش انفاق كند و از فزونى سخنش بپرهيزد و مردم از شرّ او در امان باشند و از نفس خود به مردم انصاف بدهد .