آنها كسانى هستند كه برگردانندهاند ،
گفته شد : يا رسول الله برگردانندگان چه كسانى هستند ؟ آيا آنها راه را برگردانيدهاند ؟ فرمود : نه ، بلكه دين خود را برگردانيدهاند ، آنان كسانى هستند كه به خاطر دنيا خشم مىگيرند و به آن خوشنود هستند ، پس برمىخيزم و دست رفيق آنها را مىگيرم و چون دست او را گرفتم ، صورتش سياه مىشود و قدمهايش مىلرزد و درونش مىتپد و هر كس كه از او پيروى كرده مانند او مىشود و من مىگويم : شما پس از من با دو امانت گرانبها چه كرديد ؟ مىگويند بزرگتر آن دو را دروغ انگاشتيم و پاره پاره كرديم و با كوچكترين آن دو ( كه خاندان پيامبر است ) جنگيديم و او را كشتيم ، پس من مىگويم : راه رفيقانتان را در پيش بگيريد و آنها مىروند در حالى كه تشنهاند و صورتهايشان سياه است و قطره اى از آن نخورند .
فرمود : سپس پرچم هامان امّت من بر من وارد مىشوند و من بر مىخيزم دست او را مىگيرم و چون دست او را گرفتم ، صورتش سياه مىگردد و قدمهايش مىلرزد و درونش مىتپد و هر كس كه كار او را كرده تابع او مىشود ، من مىگويم : شما پس از من با دو امانت گرانبها چه كرديد ؟ مىگويند : بزرگتر را دروغ انگاشتيم و پاره پاره كرديم و كوچكتر را خوار ساختيم و نافرمانى كرديم ، پس من مىگويم : به راه رفيقانتان برويد ، پس مىروند در حالى كه تشنهاند و صورتهايشان سياه شده و قطره اى از آن نخورند .
سپس پرچم عبد الله بن قيس بر من وارد مىشود و او پيشواى پنجاه هزار نفر از امّت من است ، برمىخيزم و دست او را مىگيرم و چون دست او را گرفتم صورتش سياه مىشود و قدمهايش مىلرزد و درونش مىتپد و هر كس كه كار او را كرده تابع او مىشود ، پس مىگويم : پس از من با دو امانت گرانبها چه كرديد ؟ مىگويند : بزرگتر را دروغ انگاشتيم و نافرمانى كرديم و كوچكتر را خوار ساختيم و از آن رويگردان شديم ، پس مىگويم : راه رفيقانتان را برويد ، پس مىروند در حالى كه تشنهاند و صورتهايشان سياه است و قطره اى از آن نمىخورند .
سپس آن مرد شل با پرچم خود بر من وارد مىشود و من دست او را مىگيرم و چون دست او را گرفتم ، صورتش سياه مىشود و قدمهايش مىلرزد و درونش مىتپد و هر كس كار او را كرده تابع او مىشود ، پس من مىگويم : پس از من با دو امانت گرانبها چه كرديد ؟ مىگويند : بزرگتر را دروغ انگاشتيم و او را نافرمانى كرديم و با كوچكتر جنگيديم و او را كشتيم ، پس من مىگويم : راه رفيقانتان را برويد ، پس مىروند در حالى كه تشنهاند و صورتهايشان سياه شده و قطره اى از آن نمىخورند .
سپس پرچم امير المؤمنين و پيشواى پرهيزگاران و رهبر پيشانى سفيدان بر من وارد مىشود ، برمىخيزم و دستش را مىگيرم و چون دست او را گرفتم صورت او و يارانش سفيد مىشود ، پس مىگويم : پس از من با دو امانت گرانبها چه كرديد ؟ مىگويند : از بزرگتر پيروى نموديم و آن را تصديق كرديم و كوچكتر را كمك كرديم و يارى نموديم و همراه با او جنگيديم ، پس مىگويم :
برگرديد در حالى كه سيراب هستند ، پس شربتى مىخورند كه هرگز پس از آن تشنه نمىشوند ،
الخصال ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩١