بفروشد و كسى كه زكات ندهد و كسى كه امكان حجّ داشته باشد و حج نكند و بميرد .
چوبههاى قمار كه در جاهليت وجود داشت ده تا بود
57 - ابان بن تغلب از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت در بارهء سخن خداوند :
« بر شما مردار و خون و گوشت خوك و . . . حرام شده است » . ( 1 ) فرمود : مردار و خون و گوشت خوك معلوم است و اما « گوسفندى كه بدون ذكر نام خدا سر بريده شده » منظور قربانى بتهاست ، و اما « منخنقه » اين بود كه مجوسىها حيوانات ذبح شده را نمىخوردند بلكه مردار مىخوردند و آنها گاو و گوسفند را خفه مىكردند و چون خفه مىشد و مىمرد ، مىخوردند ، و « متردّيه » اين بود كه چشمان حيوان را مىبستند و از بالاى بام به پايين مىانداختند و چون مىمرد آن را مىخوردند و « نطيحه » اين بود كه ميشها را با هم درگير مىكردند و چون يكى از آنها مىمرد مىخوردند ، « و ما اكل السبع الَّا ما ذكيتم » اين بود كه آنها حيوانى را كه گرگ و شير آن را كشته بود مىخوردند ، كه خدا آن را حرام كرد « و ما ذبح على النصب » حيوانى بود كه براى آتشكدهها ذبح مىكردند و قريش درخت و صخره را پرستش مىكردند و براى آنها گوسفند ذبح مىكردند .
« و ان تستقسموا بالازلام » اين بود كه آنان شترهاى نحر شده را ده بخش مىكردند و دور آن جمع مىشدند و تيرها را بيرون مىآوردند و آنها را به يك نفر مىدادند و آن تيرها ده تا بود كه هفت تا از آنها سهم داشت و سه تا پوچ بود ، نامهاى تيرهايى كه سهم داشت عبارت بود از : فذّ ، توأم ، مسبل ، نافس ، حلس ، رقيب و معلَّى . « فذّ » يك سهم و « توأم » دو سهم و « مسبل » سه سهم و « نافس » چهار سهم و « حلس » پنج سهم و « رقيب » شش سهم و « معلَّى » هفت سهم . و تيرهايى كه سهم نداشتند عبارت بودند از : سفيح ، منيح و وغد . قيمت شترها را كسى پرداخت مىكرد كه از اين تيرها سهمى بر او اصابت نمىكرد و اين همان قمار بود كه خداوند آن را حرام كرد .
هامش
( 1 ) سورهء مائده ، آيهء 5 .